بنام محبت

لژیون روز پنجشنبه مورخه 91/1/31 با موضوع( بخشی از جهانبینی کاربردی 2 ) تشگیل گردیدکه خلاصه ای ازآن را به اطلاع شما عزیزان می رسانم.

سخنان استاد:

آنچه که ما نسبت به جهان و پیرامون خود و کل هستی برداشت و ادراک و دریافت و احساس می نماییم را جهان بینی گویند .جهان بینی یعنی شناخت بهتر ما از درون و بیرون خودمان و شناخت بیرون ما همان صور آشکارمان می باشد و شناخت درون ما هم صور پنهان ما می باشد که کار در هر دو صور سخت است اما ! کار در صور پنهان سخت تر است  ما چیزی را که می بینیم به سختی می پذیریم ، چه رسد به آن چیزهایی که قابل رویت نیست ، در کنگره 60 می گویند می خواهی خودت را درست کنی وبه حال خوش برسی یا نه ؟اگر می خواهی تغییر کنی پس! الگوها را ببین و حرکت کن . انسان بر روی کره خاکی بازیگر است و به دنبال حال خوش هست، بعضی ها با کمترین امکانات زندگی می کنند وطمع زیاده خواهی و ضد ارزشها را کنار گذاشتند ، به عبارتی قوانین بازی زندگی را بلد شده ، و با حال خوش زندگی می کنند ، و این سیر زندگی برای همه وجود دارد . پس ما باید قوانین بازی زندگی را یاد بگیریم و رهایی خود هم قوانینی دارد ، باید آموزش ، تجربه ، تفکر را یاد بگیریم ، درمقابل ترس ، ناامیدی ، منیّت را بشناسیم ، چون در مقابل دانایی قرار می گیرند .

ما همواره با مجهولات روبرو هستیم و تفکر در مقابل مجهولات وجود دارد . اگر حس باز نشود ، تفکر صحیح هم در مقابل مجهول قرار نمی گیرد .اگرما در سفر اول به مشکلی برخورد کردیم و بین چند مجهول قرار گرفتیم و راه مناسب را تشخیص ندادیم ، باید از مشورت راهنما و مربی استفاده کنیم . ترس و نا امیدی و منیّت یک حس هستند ، وقتی که حس هست ، تفکر هم هست . وقتی که کمی سفر می کنیم و به عقب خود نگاه می کنیم ، می بینیم که در گذشته خراب کاری زیادی داشته ایم و با خود درگیر می شویم ،  در این موقع نباید تصمیم ناگهانی وبزرگ بگیریم ، باید صبر کنیم تا تفکر باز شود و درست ببینیم وبعد تصمیم درستی بگیریم. باید از تفکر درجا و زمان مناسب استفاده کنیم ، زیرااز حس سالم در بدن و جسم سالم ، تفکر سالم هم به وجود می آید . اگر اشتباهی را انجام داده ایم ، دوباره آن اشتباه را تکرار نکنیم .

چرا ؟  نمی توانیم آموزش پذیر باشیم ، ویاچرا فکر می کنیم از  کوچکتر از خودمان  یا حتی یک  سفر اولی نمی توانیم آموزش بگیریم . چون منیّت در وجود مان  هست منیت وناامیدی هر کدامشان از آن حسهایی می باشند که باعث می شوند  ما از مسیر آموزش و دانایی دورشویم زندگی یک روز خوب هست و یک روز سخت است . انسان در سختیها ساخته می شود و بارها باید تکرار شود و مثل آهن که با حرارت صد درجه آتش تبدیل به فولاد می شود . پس ناامیدی عوارض ناپسندی دارد . راه کنگره 60 و آموزشهای آن در مسیر الهی است و ما نباید با کوچکترین مشکل جا بزنیم و ناامید شویم ویا از پله کم کردن ترس داشته باشیم .چون معنی نیروهای بازدارنده را فهمیده ایم و مشکلات همواره در زندگی وجود داشته ، الان هم هستند . همیشه  مشکل برای همه  بوده و هست ،فقط نوع مشکلات با هم فرق می کنند پس باید سعی کنیم به مشکلات به شکل مسئله نگاه کنیم تا بتوانیم به حل آنهابپردازیم.

با حس سالم ، عشق سالم و عمل سالم باید سفر خود را طی کنیم و اگر دستوری به ما داده می شود قطعآ ظرفیت آن دروجود ما هست ، فقط باید بخواهیم . انسان در مقابل تغیرات چه مثبت و چه منفی همیشه مقاومت می کند ، مثل مقاومت درمورد دستور سقوط آزاد توسط راهنما به رهجو ، ترس به سراغ رهجو می آید و آن وقت نیروهای منفی و بازدارنده  هم به سراغ رهجو می آیند ، مگر آنکه رهجوایمان و باور داشته باشد خیلی راحت می تواند از آن مرحله عبور کند و به تجربه و آگاهی استادش اعتماد کند . معمولآ در جهت حل یک مشکل ، در کنارش مشکلات دیگری هم بوجود می آید . اگرهدف با ارزشی داشته باشیم ، مشکل اصلی را کنار نمی گذاریم ، بلکه با خواسته ای محکم و با اراده ای قوی و آگاهی پیش می رویم .موفق و استوار باشید دوستان .