اخبار لژیون ما...

 نام خالق خوبیها

روزيكشنبه مورخ94/01/23 لژيون ما با استادي راهنمای خوبمان آقای عرب با دستورجلسه *سی دی فعل92* آغازبكارنمود كه خلاصه ايي از آن را به نظر شما سروران گرامي مي رسانم.

مشارکت مکتوب

مسافر عباس:

با آغاز سال جدید آرزو می کنم هیچکس دچار منیت و نادانی نشود. همانطور که هستی دوشکل دارد انسان هم دو صور دارد، صور آشکار و صور پنهان که هردو آنها امیدوارم مثبت شکل بگیرد. ما در گذشته چیزی دستگیرمان نشد امیدوارم که در سال جدید خوبی ببندیم و امیدوار باشیم. آرزو دارم کارهای خوب و ارزشی انجام دهیم و به جای اینکه ما کارهای خوب دیگران را تایید کنیم آنها کارهای خوب ما را تایید کنند.

مسافر مجتبی:

با گوش کردن به این سی دی فهمیدم که کجا و در چه مسئله ای از زندگی خودم مشکل دارم و چگونه باید آنها را حل بنمایم و همین مسئله کوچک چقدر در زندگی من سرنوشت ساز بوده است. استاد امین مثال اینکه انسان می خواهد خود را در موفقیت دیگران سهیم بداند را می زند که می شود آن را یک منیت و حسادت بیان نمود، یعنی اینکه اگر طرف فوتبالیست خوبی شده بگوییم من پیشنهاد دادم برو.

رهایی های لژیون ما...

تورج عزیز: بدان این لحظات زیبا بدست نمی آمد جز با صبر ،حرکت درست و توکل به قدرت مطلق 

تبریک   تبریک تبریک 

 

روز چهارشنبه 93/12/20یکی از اعضای لژیون *نظم خدمت محبت* گل رهایی را از دستان پرتوان آقای مهندس دژاکام دریافت کردند و رسماً وارد سفر دوم شدند

آقای:تورج  ، نام راهنما: آقای عرب ،آنتی ایکس: تریاک  ، مدت سفر: 15ماه ،راهنمای، نمایندگی:سمنان

 این رهایی شیرین را خدمت راهنمای عزیزمان آقای عرب و داداش تورج و همسفرشان  وتمامی اعضای لژیون* نظم خدمت محبت* تبریک میگوئیم

اخبار لژیون ما . . .

به نام خالق زیبایی ها

روز سه شنبه مورخ 92/11/29 لژیون ما با دستور جلسه وادی 12 (بخش اول) و با استادی راهنمایمان جناب آقای عرب شروع به کار نمود، در این قسمت خلاصه ای از سخنان استاد را به عرض تان می رسانم:

 

استاد ابتدا سخنانشان را با تذکر آغاز کردند:

مهمترين مسئله در نظام هستي نظم است، و همين نظم،هستي را سرپا وبه شكلي كه ما مي بينم نگه داشته است .واگر براي لحظه اي اين نظم از تعادل خارج شود معلوم نيست! كه چه برسر هستي وما مي آيد باريتعالي همه چيز را طي نظم و برنامه آفريده است .مي دانيد،انسان ذره اي از وجود باريتعالي، مي باشد.پس بايد منظم باشد وهر كار وعملي را به موقع وسر جاي خودش انجام دهد تا مشكلي برايش پيش نيايد.

كنگره هم از اين قانون خيلي مهم (نظم) پيروي مي كند .وما هم به عنوان يك عضو ،كنگره ،بايد قرارهایمان باديگران و کنگره فیکس باشد.

بدين صورت كه:

سر ساعت به کلینینک ها برویم ودر آنجا مرتب و منظم باشیم ودرست برخورد كنيم .تا به عنوان یک الگو در زندگی هم بتوانیم مرتب و منظم شویم. یک ويژگيي، که این مسائل دارند این است که اگر ناخود آگاه، زیر ذره بین فرزند خود، واطرافيان قرار بگيريد. ديگر، شما مسئولیت پذیري را فرا گرفته ايد ومي توانيد در خانواده هم الگوي خوبي باشيد. درست برعكس ،گذشته!!! باید چیزی بکارید تا بتوانید برداشت كنيد.يعني، با حرکت خود خواسته یا ناخواسته به فرزند خود درس می دهید.

باید به خودمان اهمیت بدهیم تا وعده خداوند برای ما تحقق یابد مگر اینکه به نیروهای الهی اعتقادی نداشته باشیم!! باید بدانیم که یک نفر بالاسر ما هست و ماونظام هستي  رابادقت درهرلحظه کنترل می کند و اگر درستکار باشیم به ما کمک می کند، مثلآ خودتان اگر فرزند مرتبی داشته باشید برایش از جان ودل مایه می گذارید اما ما انسانها کم صبر هستیم و اگر خوبی کنیم همان لحظه جواب می خواهیم (تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز).

و سپس استاد در مورد وادی12 اینگونه فرمودند:

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما...

                                   به نام یزدان پاک

روز یکشنبه 92/11/27 لژیون ما با موضوع "سی دی کرم شب تاب" با استادی راهنمای خوبمان آقای عرب آغاز بکار نمود و با مشارکت مکتوب اعضا و "کنفرانس مسافر مسلم" به کار خود ادامه داد، در این بخش خلاصه ای از آن را به عرض تان می رسانم:

 

مسافرحبيب:

باید بدانیم که در زندگی باید حرکت کنیم و به تمامی مسائل آگاهی پیدا کنيم. چرا كه هميشه مبارزه ای است بین نیروهای الهی و نیروهای شيطاني، که یک عده بر حق هستند و عده ای دیگر به ناحق که الله تعیین می کند کدام پیروز باشند و این را فهمیدیم که این مطالب برمی گردد به نفس که در من تعیین موجودیت می کند و بقا هم دارد پس حقیقت است، در گذشته بوده، در حال هست و در آینده هم خواهد بود.

باید به مرحله ای برسم که آگاهی لازم را کسب کنم تا وارد مرحله انسانی شوم. اینک بازی شروع می شود با اختیار کامل و این اختیار را خداوند به من عطا کرده است، باید جدی بگیرم و فکر نکنم قصه و افسانه است، گاهی فکر می کنم اگر اختیار است پس چرا در این وضعیت و خانواده هستم؟!!

تازه دارم متوجه می شوم که این............

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما...

به نام خدا

روز سه شنبه مورخ92/11/22 لژیون ما با استادی راهنمای خوبمان آقای عرب و با دستور جلسه "وظایف رهجو" رأس ساعت آغاز به کار نمود که در این قسمت خلاصه ای از آن را به عرض تان می رسانم:

 

 استاد سخنان خود راباتذكر ويادآوري اينگونه بيان نمودند:

كنگره 60 در حال جهاني شدن است ،چرا ؟به دليل اينكه در حد كشوري ، در ایران  آنرا می شناسند و بسيار پيشرفته شده و در تمام نمايندگيها ، روز به روز به جمعيت احياي انساني اضافه مي شوند،كه اين چشمگيري در نمايندگي سمنان هم به وضوح ديده مي شود. و اين قائده از لژيون ما هم مستثني نيست ولژيون، پر است .وطبق دستور جناب مهندس و كنگره ديده بانان و ايجنت محترم نمايندگي، رهجوياني كه مرتب و ميزان، سفر نمي كنند وسفر آنها 12 ماه بيشتر شده است ،مي بايست به كنگره مرزبانان معرفي گردند .تا جا،براي تازه وارديني كه خواهان رهايي هستند، باز شود.من هم به عنوان يك راهنما در كنگره ونمايندگي سمنان، تابع قوانين ودستورات هستم،و علی الرقم میل باطنی، رهجويان نا مرتب، رابه کمیته انظباطی معرفی ميکنم.

موضوع ديگري كه خيلي مهم است ، چگونگي  حضور در تعيلات نوروز در كنگره است.ما در کنگره تعطیلات نوروز نداریم!! بايد گمان كنيد همين الآن، تا گردن در گچ هستيد،ويازده ماه قرار است به همين شكل درمان شويد! آیا در اين صورت مي توان به سفر رفت؟ قطعأ نه!! باید خدایی نکرده در آن شرایط قرار بگیرید تا... .

از قدیم گفته اند که ..................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما...

  به نام خدا

روز یکشنبه مورخ 92/11/20 لژیون ما با حضور راهنمای خوبمان و دستور جلسه "کشتی های حمال" راس ساعت آغاز شد و با مشارکت مکتوب و کنفرانس مسافر مصطفی ادامه یافت که در این قسمت خلاصه ای از آن را به حضورتان می رسانم:

 

استاد این گونه آغاز نمودند:

یک مسئله مهم مسئله زمان است، نباید زمان را از دست داد و از زمانی که با سرعت در حرکت است باید بتوانیم بهترین استفاده را ببریم "زمان مانند طلاست".

آهنگ روز رهایی با بوق کشتی شروع می شود، بعد از رهایی قرار نیست این کشتی پهلو بگیرد چون کشتی که حرکت نکند می پوسد و از بین می رود. با تلاش و کوشش به سفر دوم می رسی اما در سفر دوم چی؟ در اوایل انرژی خیلی بالاست ولی بعد از دو ماه فروکش می کند! چون شور است و باید بتوانیم آن را با شعور پیوند دهیم.(گر مرد رهی میان خون باید رفت، از پا فتاده سرنگون باید رفت)

 بله! مشکلات زیادی ممکن است پیش بیاید، برای ،کشتی هم، در دریا ممکن است هزاران اتفاق بیافتد اما مي بينيم،باز به حرکت خود ادامه می دهد. گاهی بار کشتی ما مفت هم نمی ارزد که برای ما تمثیل افکار منفی (کبر، هوس، غرور و...) است.

"کشتی که بندری برای پهلو گیری نداشته باشد باد ..................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما...

                                     به نام ایزد منان

روز سه شنبه مورخ 92/11/15 لژیون ما با استادی "آقای عرب" راهنمای خوبمان و با دستور جلسه فني (سم نزدایی) کار خود را آغاز کرد، در این قسمت چکیده ای از سخنان استاد را به عرضتان می رسانم:

 

خلاصه سخنان استاد:

استاد سخنان خود را اینگونه آغاز کردند: جناب مهندس در ماه مبارک رمضان به مصرف خود یک نظمی داد و از آن ماه بود که الهام گرفت و به کار خود ادامه داد که الان به اینجا رسیده است. در اوایل کنگره این گونه كه امروز مي بينيد نبود و الان کنگره حاصل تلاش و تحقیقات 17،18 ساله است.توسط جناب مهندس چهار مقاله ارائه شده که در هر چهار مقاله به صورت فنی به موضوع اعتیادودرمان آن پرداخته شده که موضوع امروز ما سم نزدایی است.

در ابتدا باید بدانیم که سم چیست؟ "هر ماده خارجی که صورت مايع ،گاز،وارد جسم شود و جسم را از حالت طبیعی خارج کند و به طرف مرگ سوق دهد سم تلقی می شود".سم زدایی در علم پزشکی بسیار کاربرد دارد اما در مورد اعتیاد کاربردی ندارد چون آیا مواد مخدر برای یک مصرف کننده سم است؟؟ این چه سمی است که فرد با مصرف آن تازه سرپا می شود! بله برای یک فرد عادی مصرف یک گرم به بالا سم است و ممکن است به مرگ وی نیز تمام شود.

خیلی از مواد دیگر برای انسان می تواند حکم سم را داشته باشد، مثلأ اگر سه پارچ آب را یک دفعه بخوریم ،سيستم بدن به هم مي ريزدوگاهي ممکن است باعث مرگ شودكه اين موضوع شامل كليه اطعمه واشربه مي شود. من 10سال مواد مصرف کرده ام، چطور می توانم یک شبه یا با یک قرص آن را درست کنم. امروزه کنگره با پزشکان در تعامل است چون هدف یکی است .اما. راه نادرست انسان را به مسلخ می برد، ما اگر می خواهیم به جایی برویم باید راه را بدانیم.

در اعتیاد لازم است که ابتدا صورت مسئله را بدانیم، باید بدانیم کجا هستیم و به کجا می خواهیم .......

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما...

به نام یزدان پاک

روز یکشنبه مورخ 92/11/13 لژیون ما به استادی راهنمای خوبمان "آقای عرب" و با دستور جلسه (وادی7-91) کار خود را آغاز کرد و با مشارکت مکتوب اعضا و "کنفرانس مسافر عباس" به کار خود ادامه داد، در این قسمت خلاصه ای ازآن را به حضورتان می رسانم:

 

در ابتدا استاد در مورد این سی دی فرمودند:

بارها گفته شده ،که وادی ها ي کنگره قوانین، درست زندگی کردن هستند.  وادی هفتم هم، اشاره به این دارد که "رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت می نماییم". اول باید بدانيم که حقیقت چیست؟ حقیقت فنا ناپذیر است و روزی نمایان خواهد شد حتی اگر زیر خروارها خاک دفن باشد، شاید از نظر ما نیست باشد ولی هست و وجود دارد. رمز و راز هم، چيزپوشیده ای است که بر همه کس آشکار نیست، مثلأ برای وارد شدن به کنگره رمز و رازی وجود دارد چون کار ما فقط درمان نيست بلكه احياي يك انسان ازنظرتفكر وانديشه مي باشد و یک سری از انسانها می توانند آن رادريابند كه اذنش صادرشده باشد.

من اگر راه را پیدا کرده ام باید تلاش و حرکت کنم. کسی که می خواهد اعتیاد را ترک کند و موفق نمی شود عقل و تفکر دارد ولی راه درست را پیدا نکرده، برای رسیدن به تفکر درست باید راه درست را پیدا کنیم!!!

درکنگره راه درست است که پیدا شده و حالا باید دید که...................


ادامه نوشته

اخبار لژیون ما...

                             به نام قدرت مطلق "الله"

روز سه شنبه مورخ 92/11/8 لژیون ما ميزبان"کمک راهنمای محترم نمايندگي مشهد"داداش محمودواعضاي لژيونشان بود.وبا حضور راهنمای خوبمان جناب آقای عرب و با استادی  داداش محمود ، با دستور جلسه (ادامه جهانبینی1) شروع به كار نمودو در ادامه با "کنفرانس مسافر جواد" از نمايندگي مشهدادامه یافت. که در این قسمت خلاصه ای از آن را بحضورتان می رسانم:


 

 خلاصه سخنان استاد: "آقای محمود بافنده":

 ابتدا استاد فرمودند :احساس خرسندی می کنم که در نمايندگي سمنان و در جمع شما عزيزان هستم.

به نظر من شاسی ،اصلی انسان نفس اوست .که در هنگام مرگ تحویل گرفته می شود. اما چرا ما باید جهانبینی را بدانیم؟ زيرا،زندگی قانون مند است، ودر گذشته ما قوانين آن را نقض کرده بودیم و حال خواستار برگشت شده ایم، وبرای برگشت ،هم ابتدا باید قوانین درست ،زندگي را فراگرفت. درست مانند اينكه اگر مي خواهيم راننده خوبي باشيم بايد،  قوانین راهنمایی و رانندگی را برای راندن وسیله نقلیه بدانيم!!

کنگره 60 تنها راه نیست !!اما بهترین راه است .واين ،بخاطر همین جهانبینی است. که باعث مي شود نگاهمان عوض شود. اما چه بسا ،كه خيلي از مسافران ،درسفرشان زیاد به جهانبینی دقت ندارند. درحالي ،كه به آنها گفته مي شود، هر چه هستی بیرون در ب،بگذار و داخل شو،و11 ماه گوش به فرمان راهنما باش.

در کنگره کاملأ اختیاری راهنما انتخاب می کنی. برای رسیدن به دانایی باید مثلث جهالت را رد کنی، ما بایدبه.....
ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

به نام یزدان پاک

روز یکشنبه مورخ 92/11/6 لژیون با حضور راهنمای خوبمان جناب آقای عرب و موضوع "سی دی شکوفه های یاس" و مشارکت مکتوب آغاز شد که در این قسمت خلاصه ای از آن (دو مشارکت) را به حضورتان می رسانم:

 احسان:                                   

همیشه میوه خوب از درخت خوب و شکوفه خوب هم از درختی برومند بدست می آید. همانطور که در سی دی هم اشاره شد لژیون، راهنما و اعضای کنگره حکم درخت، ریشه، شاخه و برگها را دارند و من هم اگر می خواهم میوه ای خوب باشم در ابتدا باید با کسب دانش و آگاهی در سفر اول شکوفه ای زیبا و شایسته باشم.

سفر اول مانند شکوفه است، اگر من سفر اول درستی داشته باشم می توانم در سفر دوم به میوه ای عالی تبدیل شوم. همانطور که در لژیون خودمان افراد زیادی را داریم که عالی هستند و من آنها و بخصوص راهنمای گرامی خودم را الگو قرار داده ام. مسئله بعدی اهمیت فاعل است برای انجام هر کاری. خداوند همه چیز را برای آسایش و راحتی بندگانش خلق کرده است اما باید از آنها درست استفاده کرد.

 مثلأ انسانی می تواند در قالب یک .....................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

به نام ایزد منان

روز سه شنبه مورخ 92/11/1 لژیون ما با حضور راهنمای خوبمان "آقای عرب" و با دستور جلسه (بخش اول ازجهانبینی کاربردی 1) کار خود را آغاز و با کنفرانس "مسافر مصطفی" ادامه یافت، در این قسمت خلاصه ای از آن را به حضورتان می رسانم:


استاد محترم ابتدا سخنان خود را با تذکر آغاز کردند واينگونه بيان نمودند :

همه ما به كنگره آمده ايم كه به درمان وحال خوش برسيم . مي دانيم کار،در كنگره گروهی است و همه می خواهند در حرکت کنگره سهيم باشند. و تنها چيزي كه خيلي مهم است و بايد به آن توجه داشت .اين است كه،وارد بازی های كودكانه نشوید بلكه، یاد  بگيريد،كه چگونه از آنها خارج شوید.زيرا، بازی های کودکانه ما را از مسیر و چرخه كنگره به کنار پرت می کند پس سعی کنید موج خود را تنظیم کنید. اگر در مسیر، میزان و مرتب نباشید همه مشکلات بر سر شما خراب می شود.

هر چقدر انسان خوب باشد شیطان زور بیشتری می زند تا او را از مسیر منحرف کند، ما باید نیروهای بازدارنده را بشناسیم، وممکن است نيروي بازدارنده، هر کسی باشد .چرا،چون! انسانها همواره ممكن الخطا هستند و اين مي تواند شامل هركسي باشد (داداش لژیونی، دوست ،يك پيشكسوت ،همسرتان و......).پس سعي كنيد از انسانها براي خودتان بت نسازيد كه در ادامه  هم از آنهامتوقع شويد واگر جايي نا خواسته وندانسته اشتباه كردند حا لتان خراب شودواگر هم به چنين مواردي برخورد كرديد سعي كنيد از رفتار آنها درس بگيريد ،تاروزي كه شما دراين جايگاهها قرار گرفتيد بتوانيد بهتر عمل كنيد.

باید در کنگره مدیریت بحران راياد گرفت تا در..........................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما...

                                    به نام ایزد منان

روز یکشنبه مورخ 92/10/29 لژیون ما با حضور راهنمای خوبمان "جناب آقای عرب" و با موضوع سی دی (اذن آتش ویرانگر) شروع شد و با مشارکت مکتوب ادامه یافت، در این قسمت خلاصه ای از آن (دو مشارکت اعضا) را بحضورتان می رسانم:

 

مسافر علی صفری:

ما انسانها از بدو تولد تا زمانی که زنده هستيم باید همیشه گوش به فرمان و فرامین الهی باشیم، حالا این اذن چه از طرف پروردگار باشد یا پیامبران، امامان و معلمان ما باشد. باید ما گوش به فرمان باشیم تا همیشه در کار و زندگیمان موفق و مدبر باشیم و این اذن را همیشه سرلوحه کارهایمان قرار دهیم تا پیروز باشیم. به امید آن روز.

زمانی که من خودم را شناختم همیشه گوش به فرمان خداوند و پدرومادرم بودم تا این که آتش اعتیاد دامن مرا فرا گرفت، درست مثل جنگلی که آتش می گیرد و درختان تر و خشک، کوچک و بزرگ با هم می سوزند. من اوایل مصرف فکر می کردم و با خودم می گفتم که من هیچ وقت معتاد نمی شوم و همیشه خودم از خودم تعریف و تمجید می کردم و به قول گفتنی منم منم می کردم تا اینکه این آتش همه وجودم را گرفت و فهمیدم نیم منم نیستم.

بله دوستان تا زمانی که این مواد (مخصوصأ تریاک که من مصرف می کردم) در بدن انسانی باشد، انسان را اسیر و تسلیم خودش می کند که دیگر وقت هیچ چیز را نمی کند. تا من به ......................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما...

  به نام قدرت مطلق

روز یکشنبه مورخ 92/10/22 لژیون ما با حضور راهنمای خوبمان جناب آقای عرب و با دستور جلسه "سیستم ایکس" آغاز شد و با مشارکت مکتوب و (کنفرانس مسافر رحیم) ادامه یافت، در این قسمت خلاصه ای از آن را به حضورتان می رسانم:

 

 مسافراحسان:

مشارکت امروزم را با سپاس از خداوند و تشکر از مهندس آغاز می کنم، خداوندی که این راه را جلوی پای من قرار داد تا "بدانم آنچه را که نمی دانم".

من خودم شخصأ ترکهای متعدد و زیادی داشته ام اما هیچ کجا آموزشهای کنگره را یاد نگرفتم که هیچ بلکه بیشتر مرا به طرف تاریکی ها سوق داد. من سیستم ایکس (به مجموعه ناقل های عصبی یا نوروترانسمیترها، هورمونهای درون ریز و برون ریز، مینیاتورهای شیمیایی و مینیاتورهای بیوشیمی دیگر و تأثیر متقابل آنها بر یکدیگر و تأثیر آنها بر سایر اعضا و جوارح بدن گفته می شود. این تأثیر متقابل و تا حدودی برای انسان امروزی شناخته شده و در موردی همچنان ناشناخته است) را در کنگره شناختم و یاد گرفتم.

سیستمی که خود مرفین تولید می کند (خیلی بهتر از مواد مخدر بیرونی) اما من با وارد کردن مواد بیرونی کارخانه درونی خود را به طوری مختل و یا تعطیل کردم. الان که دانایی به دست آورده ام باید حرکت کنم و سیستم ایکس خودم را بازسازی کنم. بدن انسان خیلی پیچیده است، همانطور که در سی دی گفته شد وجود بسیاری از بیماری ها بخاطر مشکل همین سیستم است.

خیلی از بیماری ها در .....................

ادامه نوشته

دلنوشته هاي بچه هاي لژيون ما.......

به نام خالق زیبایی ها

سلام دوستان احسان هستم يك مسافر:

روز جمعه92/10/20 روز بسيار خوبي را تجربه كردم .من،به همراه تعدادی از اعضای لژیون(نظم،خدمت،محبت)،به همراه راهنمای خوبمان(آقاي عرب) در پارک طالقانی حضور پیدا کردم .در مسير راه از (سمنان تا تهران)حس خوبي داشتم و اين حس خوب ، با شركت درجشن تولد 11 سال رهايي آقای علي جلالی نيز بيشتر شد.كه اين برايم تجربه ای تازه وبه ياد ماندني شد . جشن با حضور "استاد امین" آغاز شد و به زیبایی هر چه تمام تر پایان یافت. بعد از خوردن صبحانه، در انتخابات مرزبانی پارک هم شرکت کردیم.

همه چیز زیبا بود، دیدار ،جناب مهندس دژاكام ، حضور در جمع ورزشکاران و... انرژی خاصی به ما بخشید .ودر كنار دريافت انرژي ، یکی یکی حس های خوب پارك طالقاني را تجربه کردیم.

دراينجا با ديدن تصاوير جشن تولد شما هم با ما سهيم شويد!!!


ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

به نام قدرت مطلق

روز سه شنبه مورخ 92/10/17 لژیون ما با استادی راهنمای خوبمان جناب آقای عرب و دستور جلسه "نقش آموزش و خدمت در رهایی و تجربه من" آغاز شد که در این قسمت خلاصه ای از آن را به نظرشماعزيزان مي رسانم.

در ابتدا استاد به همه اعضاي لژیون مشارکت دادند و با دقت به حرفهای آنها گوش دادند و در ادامه این گونه بيان نمودند.

خدمتی خوب است که خودمان آن را دریافت کنم وگرنه، خدمتی که به ما داده شود هیچ ارزشی ندارد. دستور جلسات کنگره هر کدام در جایگاه خودشان بسیار مهم هستند که این دستور جلسه هم از این قاعده مستثنا نیست. باید دید که عامل بدبختی ماچه بوده؟؟ به نظر من آگاهي واينكه آموزش درستی ندیده بوديم. همه گفتند که مواد بد است و نکش !! اما اینها آموزش نبود مانند کودکی که هر چه به او بگویی بنویس، نمی تواند تا موقعی که خودش در کلاس درس قرار بگیرد و آموزش ببیند.

عمده،گیر ما جهل و نادانی است که در خود ماست. باید اول بفهميم عامل بدبختی ما چه بوده ،تا بعدبتوانيم درستش کنيم، مثلأ اول باید اعتیاد رابشناسيم و بفهميم تا بتوانم درستش کنيم. شاید،دراعتياد يك شخص ،همه چیز دخیل باشند (رفیق، جامعه، خانواده و...) اما مهمترین عامل جهل و نادانی خود شخص است. به هیچ کس از ما به زور مواد ندادند و همه با انتخاب خودمان رفتیم سراغ مواد چون آموزش ما درست نبود، در کنگره باید جهل و نادانی تبدیل به دانایی شود.

آموزش یکی از اضلاع مثلث دانایی است (تفکر، تجربه، آموزش). در کنگره در مورد اعتیاد تفکر شده و من نیاز به تفکر ندارم اما بعضی از مسائل را انسان باید تجربه کند تا به دانایی برسد، اما آیا ........................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

به نام خالق زیبایی ها

یکشنبه مورخ 92/10/15

لژیون ما با حضور راهنمای خوبمان آقای عرب و با دستور جلسه "سی دی طلب" و مشارکت مکتوب آغاز به کار کرد و با کنفرانس (مسافر احسان) به کار خود ادامه داد که در این قسمت خلاصه ای از آن را بیان می کنم:

 

در ابتدا استادتوضيح وتذكر مختصر اما مفيدي را در مورد سايت  كنگره بيان نمودند كه:

ما همیشه باید یک سری از مسائل را در نظر داشته باشیم چون در طول مسير زندگي ودرمان با آنها مواجه مي شويم ،اگر مسائل را كاملا بدانيم با مشكلي هم كه برايمان پيش مي آيد راحت تر روبرومي شويم  وهم از آن راحتت رگذر مي كنيم.

اما يك موضوع مهم كه بايد به شما ياد آور شوم در مورد سايت كنگره است ،كه در دستور جلسات ساليانه نيزيك هفته راجع به آن صحبت  مي شود همانطوري كه اكثر شما مي دانيد بزرگترین شعبه کنگره سایت کنگره است که همه می توانیم از اخبار وآموزشهاي متنوع آن به راحتی استفاده کنیم. باید به همه وبلاگها سر بزنیم و این طور نباشد که هر کس به ما سر می زند به آنها سر بزنیم .و چه بسا نظر هم بدهيم،وبه ديگران نگاه نكنيد.شايد آنها،خجالت مي كشند،نظرشان را بگويند!!!يا شايد گمان كنند نظر گذاشتن عيب است و اصلا شايد فكر كنند نويسنده مطلب غرور برش دارد!!! و شايد خدايي نكرده هنوز به آن سطح نرسيدند كه در مورد يك مطلب نظر بدهند!!! .نه، بلكه به ديگران كاري نداريم ،كه چه تفكري دارند. شما وظيفه داريدبه تمام وبلاگها سر بزنيد واز مطالب وموضوعات استفاده كنيدوبراي دوستان كامنت بگزاريد. مبادا، خدايي نكرده مانند: قبيله نشينان جاهل باشيم .كه فقط افراد قبيله شان برايشان مهم هستند!!!

درادامه لژيون ما بحث طلب ادامه يافت:

مسافر رحیم:

با عرض سلام و درود به بنیانگذار مکتب عمل سالم و فکر سالم، کسی که با رساندن پیام پاکی، صداقت به ما مسافران و همسفران درست زندگی کردن را آموخت، از صمیم قلب به ایشان خداقوت می گویم. خسته نباشید ویژه به آزادمردان و راهنمایان بی ادعا که رسالت رساندن پیام مهندس به ما را عهده دارند.

در مورد سی دی طلب هر چه در فهم من مسافر با گوش دادن به این سی دی متوجه شدم برایتان مشارکت می کنم: درست گفتند که طلب از طالب سرچشمه می گیرد، کسی اگر خود خواست درست زندگی کردن و رهایی از مواد مخدر را نداشته باشد به هیچ عنوان نمی تواند در راه و مسیر درست حرکت کند، پس باید طالب خواستار آن کاری که می خواهد انجام دهد باشد.

زمانی که از دست مواد خسته شده بودم و در.................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .


       به نام یزدان   

                                    سه شنبه مورخ 92/10/10

لژیون ما با حضور راهنمای عزیزمان "آقای عرب" و با دستو جلسه (بحث آزادپرسش وپاسخ) رأس ساعت آغاز به کار نمود، در این قسمت خلاصه ای از آن را بحضورتان می رسانم؛

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا سوالی مطرح شد که چرا در سفر اول برای انجام کاری زور نمی زنیم؟

استاد این گونه آغاز نمودند:

ما زور نمي زنیم که مواد مصرف نکنیم .چون اگرزور بزنيم می شود،( ترک) باید بفهمیم که چرا ؟مواد برای ما خوب نیست!!! من، به سیگار اشاره می کنم .کنگره اعتقاد دارد که سیگارهم آنتی ایکس محسوب می شود چرا که اگر می توانی دو روز نکش!!! همه می دانیم که سیگار ضرر دارد اما بعضي هايمان،هنوز به آن نقطه نرسیدیم که سیگار نکشیم!

ما برای اینکه زور نزنیم باید به یک، معرفت و شناخت نسبی برسیم، شناخت راجع به انسان و مواد مخدر (از ازدواج انسان و مواد مخدر فرزند ناخلفی به نام اعتیاد بوجود می آید) باید آن را تربیت کرد. اما چگونه؟؟ با آموزش و تربیت نفس، با تزکیه و پالایش و با یاد آوری هدفها اما نه هدفهای پوچ و نشدنی چون اگر به هدفی نرسیم نا امیدی سراغ ما می آید و ناامیدی جلوی حرکت انسان را می گیرد.

هدفها باید معقول و شدنی باشند تا اعتماد به نفس را در ما زنده کند "برای رسیدن به هر هدفی باید زمان را هم در نظر داشت". ما از اعتماد به نفس همیشه برداشتهای ناجور داریم. کسی که گریز می زند اعتماد به نفس اماره دارد چون گریز ضدارزش است، چرا؟ چون ما سی دی نقض فرمان را کار کردیم و این هم یادمان باشد که تکرارخطاها کار خوبی نیست و ما را به زیر آن نقطه ای که هستیم می برد. نقض فرمان تاوان دارد و به دو شکل است: اول موقعی که فرد کاری را ندانسته انجام می دهد و دوم موقعی است که فرد می داند که دارد نقض فرمان می کند در اينجاست كه دچار عذاب مي شود..

اگر بخواهيم براي انجام هر كاري روربزنيم ،يك جايي ...............

ادامه نوشته

جهانبيني....

                سی دی عناصر معرکه گیری "جناب مهندس دژاکام"

اگر بنایی آباد باشد اما ساکنین آن خراب باشند آن بنا هم کم کم رو به ویرانی می رود، اما ساکنان آباد در بناهای خراب یا ویرانه ها را هم می توانند احیا نمایند. منظور از بنا می تواند انسان، کشور، خانواده، لژیون و... باشد حتی می تواند کنگره 60 باشد و اگر کنگره 60 بنایی آباد باشد و ساکنینی خراب داشته باشد کم کم ویران می شود. در جسم انسان هم اگر فرمانروا عاقل شود می تواند جسم خراب را درست کند بنابراین فکر نکنید اگر چیزی را ساختیم و رها کنیم آن بنا تا ابد ساخته شده می ماند و هر روز باید روی آن کار کنیم.

مانند همین کنگره؛ کافی است لژیون دو ساکن بد داشته باشد، همان دو نفر لژیون را به نابودی می کشانند. باید خانه و خانواده را دائمأ چک و کنترل بکنیم. (در جنگ جهانی دوم کشور آلمان با خاک یکسان شده بود اما چون ساکنین خوبی داشت کشور را دوباره ساختند). ما همه کشورهای وجودیمان منحدم شده بود اما تصمیم گرفتیم که آن بنا را دوباره بسازیم. ما یادگیری داریم و معرکه گیری! که بسیار مهم است. اما عناصر معرکه گیری چیست؟ کمبود دانش، حسادت، منیت و... ویا انسان در کار و اهدافش شکست می خورد و بر سر دو راهی قرار می گیرد، مانند کسی که 16 ماه در لژیون است و نتیجه نمی گیرد، میبیند که همه ..................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

                                    به نام قدرت مطلق

                                 یکشنبه مورخ 92/10/08

لژیون ما با حضور راهنمای خوبمان جناب آقای عرب، با دستور جلسه (سی دی عناصر معرکه گیری)و مشارکت مکتوب آغاز به کار کرد و با کنفرانس "مسافر حسین" ادامه یافت که در اینجا خلاصه ای از آن را به حضورتان می رسانم:

مسافر رحیم:

راه یا صراط مستقیم عریض است برای اینکه خداوند با تمامی بندگانش بتواند در آن به حرکت در آیند، مستقیم و طویل است و مبدأ و مقصد را خود می داند و از زمین تا سما ادامه دارد و به مقصد می رساند زیرا که این وعده اوست. محبت آغازی است که پایانی ندارد و سر لوحه همه اوراق است مگر چشمان انسان بسته باشد به معنای واقعی. انسان بی تفکر می دانید که جزو چهارپایان است. اگر کسی دست به سوی شما دراز نکرد شما با اختیار خود نمی توانید به یاری او بروید چرا که فایده ای ندارد.

در مورد سی دی عرض می کنم که همه ما در طول زندگی با این دسته از انسانها برخورد کرده ایم و یا بهتر بگویم در حال حاضر داریم با این انسانها زندگی می کنیم. این گونه افراد در محیط کارمان و در تمام مقاطع زندگیمان وجود دارند. به نظر من انسان معرکه گیر به کسی می گویند که در انجام کاری برای خودشان در جمع دست به کارهای پوچ و ضدارزشی می زند، در مقوله درمان مواد مخدر هم مستثنا نیست که من مسافر نمی توانم به راحتی سفر کنم و راه را برای خود دور و زیاد می پندارم شروع به یک سری بدگویی و یا همان معرکه گیری می کنم که من چرا دارم مدت زیادی سفر می کنم و رها نشدم.

ولی برادر لژیونی خود را می بیند که دیر تر به کنگره آمده به رهایی رسیده و از این جمله کلمات مزحک، اما نمی گوید که خودش در طول سفر راه را گم کرده بود و همش به بی راهه می رفته ولی برادر لژیونیش در راه صراط مستقیم و در مسیر درمان بوده و زودتر هم به رهایی رسیده است و در جمع مسافران به این معرکه گیری ها دامن می زند. در محیط کار هم همین انسانها وجود دارند، برای خودم که در یک محیط اداری کار می کنم به این افراد زیاد برخورد کرده ام که برای همکار خودشان معرکه گیری می کنند.

این گونه افراد اگر در ساختار یک جامعه باشند مورد قبول هیچکس نیستند مگر که آن ساختار از پی ویران باشد که به حرفهای این افراد گوش کنند. اگر ساختار کنگره خودمان خدایی ناکرده خراب باشد به حرفهای این دسته آدمها گوش می کند ولی اگر ساختار سالم و خوب باشد اجازه معرکه گیری داده نمی شود، دقیقأ مثل الان کنگره. یک فرد معرکه گیر در ظاهر خود را مظلوم جلوه می دهد و قیافه ای حق به جانب می گیرد که همه فکر کنند صداقت دارد و حرفهای خوبی می زند، پس بیاییم با گرفتن آموزشهای صحیح و گوش دادن به حرفهای کنگره و کاربردی کردن آنها دچار تناقض نشویم که شیرازه زندگیمان از هم بپاشد...............

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

به نام خالق زیبایی ها

پنجشنبه مورخ 92/10/05

لژیون ما با حضور راهنمای خوبمان جناب آقای عرب و با دستور جلسه (كمك مالي و وادي پنجم) کارش را شروع کرد، خلاصه ای از سخنان استاد را بحضورتان می رسانم:

 

استاد اين گونه آغازنمودند:ان شاالله که همگی خوب هستید. هفته گذشته دستور جلسه "کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره (مادی و معنوی)" بود كه ما هم در لژيون پيرامون آن تبادل نظرهايي را انجام داديم. که در اين لژيون مي خواهم بدانم شما به عنوان اعضاء لژيون چه نتیجه ایی؟ گرفته ايد.

پس از تك تك،شما ، بابت نتايجي كه گرفته ايد سؤال مي كنم؟

بعد از پرسش استاد همه داداش لژيونيها چيزهايي را كه برداشت كرده بودند را بيان نمودند ودر ادامه استاد فرمود:

انسان به طور ذاتی فراموش کار است که اين در جاهایی خوب است !!مانند مرگ عزیزان. ولی آیا من در كنگره هم، باید فراموش کار باشم؟خب حالا من قضیه را بازتر می کنم. ابتدا باید دید که آيا من کمکی نیاز داشتم!؟ بله. ؟ مگر،يكي از آرزویهايمان اين  نبود که یک روز بدون مواد زندگی کنيم؟ خیلی از افراد خواستند به ماکمک کنند ولی آیا توانستند؟ نه!!!

 من وارد سیستمی شدم که،چيزي را به من گفت:كه اين گفته ها با عقل ناقص یک مصرف کننده جور در می آمد . كنگره گفت که شما پله پله به اعتياد رسیدید و باید پله پله هم برگردید همه ما به در و دیوار زدیم برای درمان. اما " راه گم و کاشانه ناپیدا بود". کنگره می خواهد علمی به من بدهد تا..................

ادامه نوشته

جهانبيني....


در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست توام با رفتن و رسیدن ، آنرا کامل می نماید

  ما تاکنون چهار وادی را پشت سر گذاشته ایم که پایه و اساس آنها تفکر است حال  اگر توانسته باشیم تفکر خود را اندکی تغییر داده باشیم باید در این وادی آن تفکری را که برای ایجاد ساختاری تازه و نو پدید آورده ایم  به اجرا در آوریم بعبارتی همانگونه که در وادی اول یاد گرفتیم که برای خلق کردن یا بوجود آمدن اولین قدم یک تفکر است در مرحله بعد باید آن تفکر را جامه عمل بپوشانیم و وارد مرحله اجرائی و عملی نمائیم تا ساختار جدید شکل و شمایل نو به خود بگیرد اما اول باید از خود شروع کرد و تا زمانیکه از خود شروع نکنیم هیچگاه به نتیجه دلخواه نخواهیم رسید.

تفکر درست باعث می شود در راه اصلاح اخلاق و رفتار و کردار خود گام برداریم چرا که قرار است ساختار جدیدی بوجود آوریم و بدنبال آن اندیشه و پندار خود را اصلاح کنیم  و  در فکر خوبی کردن و اندیشه انسانی داشتن گام برداریم تا پندار نیک شود و خودبخود گفتارتغییر کند و از آن آدم مصرف کننده قبل فاصله بگیریم و این حسنات جمع می شود تا کردار ما نیک گردد و سه اصل گقتار نیک ، پندار نیک و کردار نیک در ما نمودار گردد اما برای اینکه حرکت در مسیر ارزشها آغاز گردد و ادامه یابد باید هفت پله را طی کنیم هرچند که ممکن است زمان زیادی را طلب کند و تغییرات اندک اندک باشد.

1-برگشت از ضد ارزشها:

باید بخـواهـیـم که بصورت کلی از ضد ارزشها دوری کنیم و خود را جدا سازیم . ضد ارزشها مثل شاخه های درختی می مانند که از یک تنه رشد کرده اند و شاخه شاخه شده اند و نمی توانیم بگوییم شاخه مواد مخدر را دوست ندارم اما شاخه مشروب خوردن را دوست دارم ویا شاخه زیر میزی گرفتن را دوست دارم ، شاخه قمار را دوست ندارم و..... همانگونه که در متن وادی، آقای مهندس فرموده اند باید در تمام سطوح زندگی برگشت از ضد ارزشهارا جاری نمائیم. تهمت زدن ، افترا ، بهتان ، مال مردم خوردن و.... تمام اینها ضد ارزش می باشند.

  2-خودداری:

اولین پله خودداری یعنی اینکه .................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

                                          به نام یزدان

روز یکشنبه مورخ 92/10/1 لژیون ما با حضور راهنمایی عزیزمان آقای عرب، با موضوع (سی دی وادی شش 91) و مشارکت مکتوب آغاز شد و با کنفرانس "مسافر مهدی" ادامه یافت، خلاصه ای از آن را به حضورتان می رسانم:

 

احسان:                                                                                                                                

من همیشه عقل را با مغز اشتباه می گرفتم و فکر می کردم هر دوی آنها یکی هستند ولی با خواندن وادی ششم که عقل را توضیح داده فهمیدم که عقل چیز دیگری است و فرایزدی دارد. مغز یک اپراتور است. گیرنده ای است از عقل برای جسم. نمی توانیم بگوییم عقل کجاست و چگونه است؟ فقط می دانیم که مثل نفس و روح و ذهن وجود دارد. نمی دانیم ساختارش از چیست؟ ولی آن را حس می کنیم. من خودم وقتی که یک مصرف کننده بودم فکر می کردم که هر کس بتواند خوب در زندگی عشق و حال کند عقل خوبی دارد من هم بر این پایه و اساس ساختار زندگی خودم را چیدم ولی در نهایت شاهد روز به روز بدتر شدن آن بودم و یک سرابی بود که من به طرف آن حرکت می کردم. می گفتم کسانی که معتاد شده  اند، اراده ندارند ومن با آنها فرق دارم و عقلم کار می کند.

 من تآثیر آن سراب حال خوش را در همه ی زندگی خودم درک می کردم و می فهمیدم، وقتی با کنگره آشنا شدم دیدم گریزی ندارم جز اینکه دانایی خودم را بالا ببرم.

 دانایی بهترین چیزی است که تآثیر مثبت می گذارد. وقتی مصرف کننده ای درد را لمس کرده و وارد کنگره می شود، اطلاعات جمع می کند و روش  را می بینید. من که یافتم راه درستی است و عقل من فرمان داد که راه کنگره را باید انجام دهم هرچند که سخت ، اما شدنی است. عقلم گفت هزار دفعه ترک کردی و موفق نشدی و باید این راه را هم تجربه کنی و بروی. که خوشبختانه تاحالا به من نتیجه داده است. وقتی می خواهم حرکت کنم باید بدانم به کجا می خواهم بروم. کسانی هستند که فرمان عقل را با تخیل و انجام کارهای بزرگ اشتباه می گیرند.                                                    

در زمان اعتیاد اختیار شهر وجودی من دست مواد مخدر بود و عقلم درست حکم صادر نمی کرد اما .................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

                                                  به نام یزدان پاک

جلسه روز پنجشنبه مورخ92/9/28

با حضور راهنمای خوبمان جناب آقای عرب و با موضوع (حس رهایی) کار خود را شروع کرد،دراينجا خلاصه ای از آن را بحضور شما سروران می رسانم:


ابتدا داداش حسین از حس رهاییش گفت:

ابتدا،تشکر می کنم از همه کسانی که روز رهايي، حضور داشتند. بخصوص از راهنمای عزیزم. از رهایی بخواهم بگویم باوری است در ناباوری !!! با اینکه مشکلات فراوانی داشتم و همسرم هم نیامد،كنگره! اما من آمدم و تحمل کردم تا به رهایی رسیدم. اصلأ باورم نمی شد که با این همه مشکلات رها شوم. شب قبل از رهایی اصلأ خوابم نبرد، حس خوبی داشتم، سیگار کشیدم و راه رفتم. صبح با داداشهاي خودم واعضاي لژيون داداش محمود كه از مشهد تشريف آورده بودند که همراه شديم حسم بهتر هم شد، ساعت 2 رسیدیم آكادمي و به خدمت جناب مهندس رفتیم تا دستورقطع بگیریم.وزمانی که روی سکو،هم رفتم استرس زیادی داشتم. در این راه وجود راهنما خیلی مهم است و من خیلی ايشان را اذیت کردم. پدر و مادرم مثل آقای عرب نبودند و برایم دل نمی سوزاندند، من از این به بعد هم به ايشان به چشم پدر نگاه می کنم و امیدوارم همه سفر اولیها به جایگاه من برسند.

خلاصه سخنان استاد:

استاد این گونه آغاز کردند: " این جوجه عقابها روزی به پرواز در خواهند آمد و آزادي آنها برای ما شادی آفرین است". من هم به حسین و همسفرانش تبریک می گوییم، من بعد از 14 رهایی همان حس رهایی اول را داشتم و هیچ کدام از رهجو ها برای من فرقی نمی کنند. رهجویی که فکر می کند اذیت نکرده ،بداند که اذیت کرده، چرا که؟.........

ادامه نوشته

اخبار نمايندگي سمنان....

به نام خدا
روزسه شنبه 26 / 9 / 92 جلسه اي با نام، کمیته درمان و حمایتهای اجتماعی شورای هماهنگی مبارزه بامواد مخدر، با حضور نمايندگان محترم،فرمانداريها و  نمايندگان ساير دستگاههاي اجرايي استان سمنان،برگزار گرديد، که در این جلسه،دو تن از اعضای کنگره 60 نمایندگی سمنان (ايجنت ومسئول محترم نمايندگي سمنان، جناب آقاي بابائي وكمك راهنماي محترم ،جناب آقاي عرب)به نمايندگي از اعضاي كنگره 60  حضور داشتند.

 آقاي بابائي در اين جلسه اينگونه فرمودند كه:

کنگره 60 ، مرکزی مردم نهاد است که در زمینه آموزش، پیشگیری ، مهار و درمان اعتیاد در حال فعالیت است.

در پیرو حرف شما عزيزان،که فرموديد،چرا افراد در حال درمان ازكمپها وكلينكها جهت آموزش فني وحرفه ايي مراجعه نمي كنند وياپیگیری اين مطلب سخت است؟

بايد بگويم كه،يك مصرف کننده از شناخته شدن نگران است و این نگرانی به او اجازه نمی دهد  دنبال درمانش برود و این طبیعی است، اگر این معلمها از گروه های همسانشان باشند خیلی قشنگ پیگیری میشود. من 10 سال مصرف مواد بخصوص تریاک را داشتم ،خیلی از روشها را امتحان کردم و نتیجه نگرفتم، باورم شد که اعتیاد درمان ندارد،چه بسا كه، مرخصی دارد .اما ترخیصی ندارد!!!و مثل ،همان قصه های کودکی ملکه ذهنم شده بود.

تا اینکه در سال 84 با کنگره 60 آشنا شدم، دیدم ،در آنجاصورت مسئله اعتیاد تعریف شده که اعتیاد یک بیماری است. در حالي كه من، دنبال جوابهای ضرب الاجل برای اعتیاد می گشتم؟ و اين براي همه بدين صورت مي باشد.چون به بیماری بودن آن اعتقادی نداریم. چرا ؟در مورد بیماری سرما خوردگی یا هر بیماری دیگری نمی گوییم غیرت داشته باش و از فردا ترک کن!! ولی در مورد اعتیاد می گوییم!!

به صورت زباني و حرفي، گفته مي شود، اعتياد، بیماری است اما کدام بیماری سریع درمان می شود؟ زمان می برد و طول درمان دارد و کنگره بالای 16 سال است که با قدرت می گوید !!اعتیاد درمان دارد و افتخارش این است که یک کار ایرانی است .اما متأسفانه در خارج آن را بیشتر می شناسند.

باید کمی راحت تر صحبت کنیم،بحث(بحث مالی ،مراکز دیگر است یا واقعأ کنگره را نمی شناسند! )در سمنان 6 سال است که فعالیت داریم اما در این 5،6 ماه رابطه ما تنگاتنگ شده و آن هم کم کاری را از طرف خودمان می دانیم. اعتقاد بر این است که "ان. جی. او" باید بر روی پای خودش بایستد و اگر بودجه از دولت باشد دیگر "ان. جی. او" نیست، یکی از دلایلی که کنگره با قدرت کار میکند.اين است كه،همواره توانسته با سیاستی مستقل و هدفی مشخص کار  کند و خود ،اعضايمان ،به خودمان کمک میکنیم. ودر اينجا درمان اعتياد قطعي است !زيرا كساني به يكديگر کمک می کنند که همدرد،يكديگر هستند.

تمام دوستاني كه در اين عرصه فعاليت مي كنند،برايمان عزيزند. اما !کدام پزشک می داند خماری یعنی چی؟

براي يك نفر،  بخواهيم،بوي گل سرخ را شرح دهيم ،بیان وتشبيه كردن بوی گل سرخ،بهتر است !يا خود فرد بوي گل سرخ را ببويد، بهتر است !!هر چقدر هم كه ما تشبيه كنيم ،تا خودش آن را بو نكشد ،هيچ نمي فهمد ما چه چيزي را تشبيه كرده ايم!!.ومن فكر مي كنم ،یکی از دلایل کم استقبالی  همين  باشد.

ما به آمار و ارقام سازمان آمار....
ادامه نوشته

جهانبيني....

          سی دی حکم قاضی "جناب مهندس"

بحث امروز حکم قاضی است که مربوط به بعد از عبور من از خط پایان است. حکم به معنی امر و دستور است که بر مبنای حکمت و دانایی باشد. یک قاضی بر مبنای عمل سالم حکم می کند. ما عمل نیک داریم و عمل سالم، عمل نیک را به ظاهر عمل درستی می دانیم در صورتی که ممکن است تصور ما غلط باشد و کار شری باشد. قاضی نمی تواند بر مبنای عمل به ظاهر نیک حکم کند و اگر بخواهد بر مبنای عمل نیک حکم کند مانند این که شخصی شکم یکی را پاره کرده و کشته ولی ما الان باید انسانیت داشته باشیم و او را ببخشیم، اگر بر این مبنا بود جامعه به کجا کشیده می شد؟

سردار می فرماید: گناهکاران واقعی را دل سوختن خطاست. یکسری آدم هایی هستند که راه را بلد نیستند و شما به آنها نشان می دهید آنها هم می آیند ولی یکسری آدمها هستند که راه را بلد نیستند و نمی خواهند هم بلد باشند. شما نمی توانید وقت خود را صرف کسانی کنی که نمی خواهند پس کسانی که می خواهند و کسانی که نمی خواهند را باید از هم جدا کرد شما هیچ وقت نمی توانید انسانی را تغییر دهید. با شاگرد خود تا یک حد و حدودی بیایید اما آزموده را آزمودن خطاست. مگر اینکه سرش به سنگ بخورد و نقطه تفکرش باز شود تا به او کمک کنیم. در کنگره هیچ عمل نیکی انجام ندهید. اینجا مثل بیمارستان است در بیمارستان کسی که پایش شکسته برایش زن نمی گیرند که. اینها همه.................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .


  به نام قدرت مطلق

روز یکشنبه مورخ 92/9/24 لژیون ما با حضور راهنمای خوبمان جناب آقای عرب با دستور جلسه "شنهای صحرا" و با مشارکت مکتوب آغاز بکار نمود و با کنفرانس "مسافر ابراهیم"ادامه یافت، خلاصه ای از آن را بحضورتان می رسانم:

 

مسافر رحیم:

مطلبی از سردار: مسائل همیشه به گونه های متعددی پیش می آید، شنهای صحرا هرگز آرام نیستند همچون امواج دریاها و اقیانوسها در تلاطم به سر می برند و درون ما هم به همین ترتیب است.

با عرض سلام به بنیانگذار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام که اميدوارم گفته های ایشان را با چشم دل فرا گرفته و در زندگی خود به کار بندیم. در مورد سی دی من از خودم برای شما می گویم که هیچکس در زندگی ثابت نیست و همیشه در تلاطم می باشد چون اگر امروز من با فردایم شباهت داشته باشد جای نگرانی است به این دلیل که یک انسان در کل هستی و زندگی باید هر ،روزش بهتر از دیروزش باشد،  من مسافر دارم از کنگره آموزش می گیرم که چگونه در زندگی تعادل داشته باشم و بتوانم آن را کنترل کنم. و از زمانی که داوطلبانه به کنگره آمدم صور پنهانم از روز اول فرق کرده است.

شاید شما عزیزان در کالبد وجودم نباشید تا صور پنهان من را ببینید ولی یک استاد یا بهتر بگویم بزرگتر های لژیون ، چیزی را در زیر کوه البرز می بینند و قرار نیست که بازگو شود چون آنها یاد گرفته اند که صبور باشند و همین طور این صبوری را به ما انتقال دهند و به ما یاد می دهند که در هر کاری نباید عجله کنیم و جای هیچ عجله ای نیست اما این نباشد که از زمانش بیشتر بگذرد چون هر چیزی در جایش خوب است.

من یاد گرفته ام که در ....................

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .


  به نام یزدان پاک

لژیون روز پنجشنبه مورخ 92/9/21

  با حضور راهنمای خوبمان "آقای عرب" و با موضوع (بحث آزاد پرسش وپاسخ) کار خود را شروع کرد، در اینجا خلاصه ای از سخنان استاد را بحضورتان می رسانم:


خلاصه سخنان استاد:

سر لوحه کار ما در کنگره نظم است ونظم را بايد ياد بگيريم ، و در تمام مراحل زندگيمان پياده كنيم.

چرا مي گوييم ،در كنگره و زندگي نظم،بايد باشد ،زيرا! حضور شما در کلينيك باید سر موقع باشد وگرنه باید یک هفته خماری تحمل کنید!!! باید سر موقع به کلاسها برسید و خدمت دریافت کنید، همه توضیح هاتي كه بعضي ازرهجوها مي دهند ازنظركنگره و من راهنما توجیه است !!!.پس، باید گفتار، رفتار و پندار ما تغییر کند. و مسئولیت پذیر باشیم و آن هم ،فقط با نظم است كه صورت مي گيرد.در هستی همه چیز با نظم و ترتیب در حال حرکت است و اگر یک لحظه از نظم خارج شود همه چیز بهم می ریزد چون نظم به مینیموم وصل است و کل سیارات طی نظمی به کار خود ادامه می دهند و اگر یک کدام از نظم خارج شود دگرگونی بوجود می آید. باید تعادل را حفظ کنیم مانند خورشید که اگربه زمين نزدیک شود می سوزد و اگر هم دور باشدهمه موجودات یخ می زنند.

ما هم مثل شما زن، بچه و کار داريم.اما،مي دانيم ،حق گرفتنی است وآنرا همينطوري  به کسی نمی دهند ومي آييم تا به حق خودمان يعني حال خوش برسيم.اما راز آن فقط در نظم است كه به ما كمك مي كند، سعي كنيد................

ادامه نوشته

جهانبيني....

                             متن سی دی نقض فرمان "استاد امین"

همانطور که من متوجه شدم نقطه آغاز ورود به تاریکی ها شرک است یعنی دروازه ای که ما از آن وارد می شویم شرک است بقیه دنبال آن می آید یعنی وقتی ما شرک را انجام می دهیم نقص فرمان هم می کنیم. داستان حضرت آدم ابتدای شرک را بیان می کند. چگونه انسان از بهشت رانده شد و وارد تاریکی شد. این فقط برای حضرت آدم و حوا نیست. چون اگر برای دو نفر بود ارزش خواص خودش را از دست می داد. که داستانهای زیادی آمده است که تقصیر حضرت آدم بوده که این اصلآ با عقل جور در نمی آید بخاطر کار یکی دیگر انسانهای دیگر هم دچار مشکل شوند. مانند کسی که مواد بزند و خماریش را کس دیگری بکشد.                

این ویزگی قرآن هست که عام است یعنی داستانهای بیان شده برای یک سری افراد خاص نیست و برای همه انسانها قابل اجرا و جاری است مانند داستان ابراهیم که دقیقآ مقابل داستان حضرت آدم است.حضرت آدم اولین فرمان خدا را نقص کرد اما حضرت ابراهیم همه فرامین الهی را...............

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

                لژیون پنجشنبه مورخ92/9/14

بااستادی آقای عرب وبادستورجلسهكتاب عبور از منطقه 60 درجه تشکیل گردیدكه در ذيل خلاصه اي از سخنان استاد را به نظر شما سروران مي رسانم.


خلاصه سخنان استاد:

استاد ابتدا در مورد امتحان داخلی از کتاب  عبور از منطقه 60 درجه زير صفر كه هفته آينده برگزار مي شود اين چنين  فرمودندكه:

گاهي اوقات گفته مي شود،نمره ملاك نيست واين  درست است . اما همان نمره میزان سنجش دانایی ماست که چکاره هستیم و در کجا قرار داریم .فكر نكنيم چون كمك راهنما شده ايم و يا سفر دومي هستيم ويا در گذشته كه امتحان داده ايم نمره خوبي دريافت كرده ايم .ديگر نيازي به دانستن نداريم .بلكه، همواره بايد تلاش كنيم تا خودمان را در مورد آموزشها به روز كنيم .چون هرروز كه مي گذرد با توجه به آموزشهايمان نكات جديد و كار بردي تري را از كتاب و بقيه جزوات دريافت مي كنيم. سپس توضیحی در مورد امتحان سراسری عرض کردند که همه باید بخوانند و سعی کنند که قبول شوند تا خدمتی برای خودشان وهم در ادامه براي دیگران انجام دهند.

و اما کتاب60درجه: اين کتاب علمی است که تجربه شده و علمی که تجربه شده باشد سندی بدون نقص است.

تصويراتومبیل در یخبندان تمثیل جسم،شخص مصرف کننده است، ما از گذرگاه اسم می آوریم نه از اتوبان و بزرگراه پس راه، ماو کار،ما، سخت است و هر لحظه ممکن است قندیل ها با كوچكترين لغزشي بر سر ما خراب بشوند و راه را بر ما ،سد کنند. اتومبیل یک راننده دارد که همان روان ماست، اگر ماشین خوب باشد اما راننده بد (یا برعکس) به نتیجه نمی رسد، سختی و سردی برای ما لازم است و باید از آن عبور کنیم تا به جای خوب که رسیدیم قدرش را بدانیم.

تصوير درخت پوسيده وجوانه هاي ريز در كنار آن،تمثيل انسان آلوده به مواد مخدر يا هر نوع ضد ارزشي ديگر است كه وقتي شروع مي كند به بازسازي جسم خود و ساختن خودش در كنار او جوانه هايي سر از خاك بيرون مي آورند كه نويد شروع بازسازي شدن را نشان مي دهد كه در آخر به.................
ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

                                                           به نام یزدان

روز یکشنبه مورخ 92/09/10 لژیون ما با حضور راهنمای عزیزمان آقای عرب با موضوع (سی دی حکم قاضی) و مشارکت مکتوب آغاز بکار نمود و با کنفرانس (مسافرمسلم) ادامه یافت، خلاصه ای از آن را بحضورتان می رسانم:

مسافر:مصطفي

در تمام دنیا تنها مرجع و مقامی که بین طرفین دعوی حکم صادر می کند و حکم او لازم الاجرا می باشد قاضی است، حتی مقامهای بالای مملکتی و مسئولین یک کشور هم از این قاعده مستثنی نیستند. حال به عدالت حکم کاری نداریم ولی اینکه بعضی از حکم های صادره در کوتاه مدت جواب می دهند در بلند مدت بی تاثیر هستند بستگی به حکم و وضع قانون در مجلس دارد و بعضی از قوانین هم طبق پیشرفت علم و مملکت ممکن است در مقطعی از زمان کاملأ خوب و بجا باشد ولی در مقطعی دیگر نیاز به اصلاح یا اضافه و کم کردن چند تبصره و ماده باشند.

به عنوان مثال در کشور ما تا یکی دو سال پیش گرفتن تریاک یا شربت آن مرسوم نبود که هیچ جرم هم داشت ولی اکنون با توجه به شرایط موجود کمک چندین شخص محترم این قانون اصلاح گردید و حالا می توان شربت تریاک را طبق شرایط خاص و از راه قانونی آن دریافت نمود و باید شکر آن را کسانی که مصرف می کنند کاملأ بجا بیاورند.

بعضی قوانین هم به عنوان قوانین نا نوشته و جزو احکام.............

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

                                      به نام یزدان پاک

روز یکشنبه مورخ 3/9/92 لژیون ما با حضور راهنمای عزیزمان جناب آقای عرب و با موضوع (سی دی تکرار تاریخ) کار خود را آغاز نمود و با مشارکت مکتوب اعضا به کار خود ادامه داد، در این قسمت بخشی از آن را به حضورتان می رسانم:

 

در این سی دی آنچه که مرا به تفکر واداشت این بود که تکرار بعضی از کارها و وقایع اگر تفکری پشتش باشد انسان و حتی کلیه موجودات را به سمت تکامل سوق می دهد مثل تکرار گردش زمین به دور خودش که حاصل آن پیدایش شب و روز است و یا گردش زمین به دور خورشید که ماهها و سالها را تکرار می کند. اصولأ بعضی از تکرارها عامل پایداری هستی است، اگر هر کدام از سیارات منظومه شمسی از تکرار گردش در مدار خود متوقف شود باعث بهم ریختگی در منظومه شمسی و به تبع آن جهان هستی خواهد شد.

اما با مرور به گذشته خودم متوجه می شوم من با تکرار یک سری از اعمال خودم باعث رفتن به قهقرا شده بودم، مصرف مکرر مواد مخدر باعث شده بود نظم شهر وجودی من بهم ریخته شود پس تکرار در مواردی هم می تواند انسان را به عمق تاریکی ببرد. اوایل مصرف مواد هفته ای یک بار تکرار میشد، کم کم کار به جایی رسید که در روز چند بار مواد مصرف می کردم و تا به خودم آمدم که این تکرارها از من یک آدم معتاد ساخته که تنها فکر و ذکرش شده مواد و هر روز تکرار روز قبل و رفتن به عمق تاریکی .

وقتی با کنگره آشنا شدم و روش تدریجی را شروع کردم باز...........

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

به نام محبت

روز يكشنبه مورخ92/8/26 لژيون ما با حضور آقاي عربو با موضوع (سي دي صبر،استقامت،آرامش)كار خود را آغاز نمود، كه در اين قسمت خلاصه ايي از آن را به نظر شما سروران گرامي مي رسانم.
مشاركت مكتوب

صبر یعنی دست روی دست گذاشتن! صبر یعنی راکد ماندن! اینها معنایی هستند که می توانند در مورد صبر صحت داشته باشند.!

اما ما انسانها هر اتفاقی که پیرامونمان می افتد با توجه به آگاهی و دانش خودمان درباره آن اتفاق یک سری تعاریفی می کنیم اما اینکه چرا بعضی از انسانها نسبت به برخی از واژه ها آنقدر خوب تفسیر می کنند و آن را به مرحله اجرا در می آورند نتیجه تفکر و اندیشه درست آنهاست.

بدون تفکر وارد اعتیاد شدم و بدون هیچ درنگی به راه خود ادامه دادم تا اینکه روزی در آینه به خود نگاه کردم تازه فهمیدم چه بر سر خود آورده ام، بر سر دوراهی مانده بودم که آیا ادامه دهم یا... ، پس تصمیم گرفتم اندکی درنگ کنم تا تصمیمی عاقلانه بگیرم بنابراین وارد مرحله شور شدم چراکه صبر یعنی گدایی از عقل، یعنی کاری که به خوبی یا بدی آن آگاه نیستیم را انجام ندهیم و به دنبال گرفتن آموزش باشیم.

در افکارم کنکاش میکردم تا اینکه ...............

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

لژیون پنجشنبه مورخ92/8/9

با استادي آقاي عرب وبا دستور جلسه روشهاي ترك ،بهترين راه ،روش dstبرگزار گرديد كه خلاصه ايي از آن را به نظر شما سروران گرامي مي رسانم.

در ابتدا داداش محمود (کمک راهنمای محترم نمایندگی مشهد) این گونه شروع نمود:

هرکسی در مورد این دستور جلسه استاد است، بعد از دوران نامزدی هر فردی روشی یا روشهایی از ترک را تجربه کرده و چون بعد از مدتی که نتیجه نمی گیریم دیگه به فکر ترک هم نمی افتیم. در گذشته با پزشکی آشنا شدم که مثلأ مرکز ترک اعتیاد داشت و به من گفت سه روز مواد مصرف نکن بعد بیا مطب تو را ببینم، بعد از مدتی که نتیجه ای نگرفتم دریافتم این راه هم مثل دیگر راههاست.

زمانی که وارد کنگره شدم بعد از 4 ماه تازه فهمیدم چه تخریبهایی بر سر خودم آورده ام، راه کنگره تنها راه نیست اما بهترین راه است. به نظر من با روش تدریجی فرد درمان می شود چون به طور تدریجی در رفتار، کردار و گفتار درمان صورت می گیرد و اینها را خانواده و اطرافیان هم حس و درک می کنند. در طول درمان باید پروسه زمان پشت سرگذاشته شود.

من بعداز یک سال رهایی تازه فهمیدم که از 60 درجه زیر صفر بیرون آمده ام و به صفر رسیده ام، جناب مهندس هم می فرماید؛ نباید هیچوقت به جایی برسیم که فکر کنیم همه چیزرا می دانیم که این اوج سقوط و نادانی است.

درادامه استاد عزيز ايگونه بيان نمودند:............

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

 لژیون پنجشنبه مورخ 92/8/2

استاد، ابتدا عید غدیر را تبریک گفتند و فرمودند:امیدوارم از این اعیاد وبه ويژه ،شخصيت مولاعلی درس بگیریم. و فقط سنگ علی را به سینه نزنیم.بلكه علي گونه هم زندگي كنيم. باید یاد بگیریم تعصب بیجا نداشته باشیم. چرا که؟ تعصب مشکل ایجاد می کند. در کنگره می گوییم ،به آقای مهندس ايمان داريم وبه كاري  هم كه براي درمان اعتياد انجام داده اند ایمان داریم.زيرا به خداوند ايمان داريم. ومي دانيم او هم درد داده و هم درمان!!! ايشان با توكل به خداوند توانسته اند به درمان اعتياد برسند. نباید با مسائل با تعصب برخوردكنيم..زيرا ايمان بدون محبت به تعصب مي انجامد.

 درادامه يكي از دوستان سوالي را اينگونه مطرح كرد : با اينكه مدتي هست كه دركنگره حضور دارم وهمسفر من نيز همراه من هست اما هنوز در رابطه ها دچار مشكل هستم واين موضوع خيلي ازمن انرژي ميگيرد؟
تعدادی از دوستان در رابطه، برقرار کردن دچار مشکل هستند.الان دور، دور دیپلماسی است، اگر توانستی با تفکر و تعغل مشکلت را حل کنی ! كه،کردی وگرنه با زور نمی شود. بزرگان ما در گذشته شاید اینگونه بودند اما آن زمان شرایط فرق میکرد و الان با توجه به پیشرفت علم باید خودمان را با شرایط بروز کنیم و درست،تغییر کنیم.

باید یک الگو در زندگی داشته باشیم و از تفکر آنها الگو برداری کنیم. سلاح ایمان محبت است، با پندار سالم و گفتار سالم و عمل سالم به عشق سالم می رسیم. در اینجا ما می خواهیم علمی بدست آوریم که درست زندگی کنیم، آیا علم به ما می گوید که برخورد فیزیکی کنیم یا زور بگوییم؟! ما نباید با فرار از زشتیها درست شویم بلکه باید کنار آنها باشیم و درست زندگی کنیم. زيرا، می خواهیم رفتار درست را بیاموزیم.

یک تیر برق را در نظر بگیرید آیا شما نسبت به آن .........

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

                                                  یا لطیف

لژیون آقای بافنده روز جمعه مورخ 1392/7/12 راس ساعت 9/30 صبح در پارک اندیشه با دستور جلسه (بحث آزاد) با حضور مهمانان عزیزمان از شعبه سمنان برگذار گردید که خلاصه ای از آن را به اطلاع شما عزیزان می رسانم.

پس از تشریف فرمایی جناب آقای داوود عرب کمک راهنمای محترم نمایندگی سمنان به لژیون،ابتدا جناب آقای بافنده خلاصه ای از صحبت های گفته شده و سوال اعضای لژیون که : چرا در کنگره بعضی از افرادی که به سفر دوم راه پیدا می کنند هنوز حال خوشی ندارند و باعث می شوند حال افراد دیگر هم خراب بشود و رفتار ما به عنوان یک فرد سفر اولی باید با این افراد چگونه باشد ؟ را بیان نمودند و در ادامه آقای عرب فرمودند :
ما از انسانها بیشتر از آن چیزی که هستند توقع داریم،چه در خانواده،چه در کنگره و چه در جامعه.مثلاً : شخصی که می رسد ..........

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

يالطيف

روز یکشنبه مورخ92/7/21 لژیون ما با استادی راهنمای خوبمان آقای عرب و دستو جلسه (سي دي زشتيها وزيبايها) با مشارکت مکتوب،آغاز به كار نمودكه خلاصه ای از آن را به عرض شما عزيزان می رسانم:

مصطفی:

زشتی و زیبایی یکی از هزاران اضداد خداوند است که در جای خود بسیار زیبا هستند، البته برای شخصی که معنای واقعی آنها را بداند. برای شخصی که در کنگره 60 در حال درمان است معنای بسیاری دارد چرا که زشتی و پلیدی را کاملأ تجربه کرده و از زیبایی فقط خاطره ای دارد و به امید بدست آوردن آن قدم در میدان نهاده است.

به طور کلی زشتی و زیبایی دو نوع است یا زشتی و زیبایی بیرونی که قابل دیدن است مانند اشیا، یا زشتی و زیبایی درونی که قابل دیدن و لمس نیست و فقط باید آن را درک کرد و درک آن مهمتر از دیدن آن است چرا که گاهی اوقات فکر می کنیم در زیبایی درون خود قوطه ور هستیم و از نظر ما همه چیز درما زیبا و روبراه است. مثل خودم که وقتی مواد مصرف می کردم چون حالم به اصطلاح خوب بود همه چیز را ردیف می دیدم، حتی زشتیهای بیرونی را هم زیبا می دیدم چه برسد به زشتیهای درونی من که فقط سراب زیبایی بود.

اما با ورود به کنگره معنای واقعی بعضی از کلمات را که قبلأ هم می دانستم بیشتر درک کردم، با توجه به اینکه معنای آنها را می دانستم و خیلی هم ادعا داشتم تازه فهمیدم که حتی درحد کلمه آن را هم با مشکل می دانستم، پس واضح و مشخص است که اگر ..........

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

« به نام خالق زیبایی ها»
روز یکشنبه مورخ 92/3/12 لژیون ما با حضور راهنمای گرامیمان باموضوع (وادي اول91) کار خود را آغاز نمود، در این قسمت خلاصه ای از آن را بحضورتان میرسانم:



خلاصه سخنان استاد:

حتما اين جمله را شنيده ايد ؟ويا بارها از شما پرسيده اند كه علم بهتر است ،يا ثروت! وبه طور حتم هم ،اكثر ما با نگاه واقع بينانه و درست به اين نتيجه رسيده ايم كه اين دو مكمل يكديگر هستند وبه عبارتي : جدايي، ناپذیر!

همانطور که مي دانيد كنگره 60 یک نهاد مردمی است که مستقل عمل می کند و به کسی جوابی پس نمی دهد، درمان در اينجا رایگان مي باشد و به عبارتی (آقا بالا سر ندارد).اما بر اساس بر آوردهاي كنگره یک شخص در کنگره تا بخواهد به رهایی برسد 11 میلیون هزینه برمی دارد، این هزینه از کجا می آید؟ آیا من می فهمم و درک می کنم؟ اگر فهمیده ام چه کردم؟ اگر کاری نکردم باید نقطه ضعف خودم را پیدا کنم چون خود ما هستیم که باید به خودمان کمک کنیم. پول در جهان ما معادل انرژی است و لازمه حیات و زندگی. در کنگره هم بروی علم تأکید شده و هم ثروت زیرا "با جیب خالی نمی توان به علم رسید" و این پایه های علمی تحت تأثیر پایه های مالی است.

درست است كه درمان در كنگره رايگان است .اما تا زماني كه، خودت نخواسته باشی هیچ کس نمی تواند تو را زور کند. انسان قدرت تفکر زیادی دارد ولی گاهي از آن درست استفاده نمي كند به عنوان مثال :همين پيشرفت در اعتياد مان است كه اگر تفكر بر روي آن داشتيم غرق تاريكيها نمي شديم. تفکر، یعنی حرکت از یک نقطه مجهول به یک نقطه معلوم .ويا از نقطه معلوم به نقطه معلوم ديگر . كه ما با ورود به كنگره نقطه معلوم تفكراتمان را مي يابيم .وادی اول ،فقط مخصوص مصرف کنندگان نیست وبراي همه نوع قشر در جامعه ملزوم است زيرا، مشکلات زندگی برای همه هست. و هرکس به شکلهاي مختلف مشكلاتي دارد كه با ياد گرفتن تفكر درست مي تواند.مسئله هايش را حل کند. اگر هنوز بعد از 10 ماه تغییر نکرده ایم یعنی تفکر سالمی نداریم، تفکرات و اندیشه ماست كه زندگي ما را می سازد. خلق کردن ،جاودانه و ماندگار است و من میتوانم به عنوان یک انسان ،خالق باشم و خلق من می تواند از قوه به فعل در آوردن تفکرات سالم من باشد

.سمت و سوی تفکرات ما با ید تغییر کند و درست شود، اگر خواسته قوی داشته باشی در راهش حرکت می کنی حالا به هر قیمتی باشد. کنگره به این نتیجه رسیده که سیگار کشیدن هم خمر محسوب می شود چون با سه روز نکشیدن همه چیز را جور دیگر خواهید دید.

حال با توجه به اين وادي مي بينيم تفكر بر روي اين دستور جلسه نياز به خيلي كنكاش و جستجو دارد فقط بايد راههاي درست را پيدا كرد ما به عنوان يك فرد كنگره اي ،با خرید سی دی هاي كنگره ،مي توانيم هم به پایه های مالی کنگره کمک کنيم و هم به پایه علمی خودمان. در پایه علمی هم می توانید به کنگره کمک کنید، ما می توانیم ناقل علم کنگره به دیگران باشیم. همه جا باید با رفتار خودمان یک الگو باشیم مثل: خانواده، جامعه و... .

دوم ،با خدمت کردن مي توانيم از لحاظ معنوي به كنگره خدمت كنيم ،زيرا ، حال خودمان خوش می شود، و يا،با نوشتن یک تحقیق ساده می توانیم کمکی به دیگران بکنیم. باید کم کم شروع کنیم و به درجات بالا برسیم، کسی که نمی تواند یک سی دی را بنویسد چگونه می تواند به دیگران کمک کند. گاهی اوقات براي پيشرفت و ترقي باید از ،خيلي، خواسته هایمان بگذریم (چه معقول و چه غیرمعقول). کنگره در حال رشد و توسعه است و من اگر پیش نروم متوقف میشوم .و "توقف برابر با سقوط است". ما هستیم که باید به بقای کنگره کمک کنیم، باید،ببینیم که چه کرده ایم و اگر در کنگره تا به حال کاری انجام نداده ایم از اين به بعد و با توجه به اين دستور جلسه  خودمان را درست کنیم.

اخبار لژیون ما...

به نام یزدان پاک

روز یکشنبه مورخ92/3/5 لژیون ما با استادی راهنمای خوبمان آقای عرب و دستو جلسه (سي دي نيروهاي تخريبي) با مشارکت مکتوب،آغاز به كار نمودكه خلاصه ای از آن را به عرض شما عزيزان می رسانم:

احسان:

به نام خداوندی که زشتی و بدی را گماشت تا بتوانیم زیبایی و خوبی را درک کنیم. با توجه به صحبتهای آقای مهندس در این سی دی، پی بردم که نیروهای تخریبی در جاي خودشان ارزش دارند. چرا كه نقش مکمل یا تکمیل كننده را براي ما ايفا مي كنند در كل ،هستی بر پایه اضداد بنا شده است یعنی باید تاریکی باشد تا روشنایی را درک کنیم یا اینکه باید بدی باشد که معنی خوبی را بفهمیم، پس برای شناخت نیروهای خوب و سازنده وجود نیروهای تخریبی نیز ضروری می باشد تا سختی در کار نباشد نمی توان قدر راحتی را دانست.

در کنگره دریافتم که نیروهای تخریبی دارای 4بخش است که بخش اول و مهم آن مربوط به خود شخص است .يعني: قوی ترین و مهمترین نیروی تخریبی یا بازدارنده ناآگاهی و نادانی شخص است که کمتر کسی هم این موضوع را قبول دارد بخصوص مصرف کنندگان. من هم قبل از آشنایی با کنگره خود را علامه دهر و بالاتر از دیگران می دانستم، در همه جا و در مورد همه چیز اظهار نظر می کردم و نظر خود را هم کاملأ درست می دانستم حتی اگر مطمئن می شدم که اشتباه بوده است.

من اگر کار ضدارزشی و ناشایستی انجام می دادم بخصوص در مورد اعتیادم همه کس حتی خدا وندرا مقصر می دانستم اما خودم هیچ خطا و اشتباهي را به گردن نمی گرفتم. اما حالا در کنگره فهمیده ام که باید مسئولیت همه کارهایم چه خوب و چه بد را به گردن بگیرم و بپذیرم. اگر توانستم این کار را انجام دهم حتمأ می توانم امید به درمان و رهایی داشته باشم. نیروهای تخریبی به زیباترین شکل وارد جسم و روح انسان می شوند و تخریب به وجود مي آورند، يعني این نیروها انسان را اجبار به انجام کاری نمی کنند بلکه با تشریفات تمام او را به کارهای ضدارزش دعوت می کنند. واين ديگر به خمود انسان بر مي گردد .اينطور كه اگر دانش و آگاهی خود را بالا ببرد و قوه تشخیص پیدا کند خیلی راحت می تواند از آنها گذر کند .پس: "این امر جز با دانش و آگاهی امکان پذیر نمی باشد".

دومین ،نیروی تخریبی هم، در ماده نهفته شده است و همانطور که ياد گرفته ايم باید به گونه ای رفتار کنیم که همیشه "ماده اسیر ما باشد و نه ما اسیر ماده". ماده می تواند هر چیزی باشد (موادمخدر، پول، سکس و...)مادیات کشش زیادی دارند و کسی که اسیر ماده می شود، نوکر و غلام حلقه به گوش آن است. در گذشته من به شخصه غلامی و نوکری موادمخدر را می کردم و کاملأ گوش به فرمانش بودم. گاهی پیش می آید که انسان اسیر مادیات دیگر مثل پول، ماشین، سکس و غیره می شود که به نظر من می تواند خیلی بدتر و مخرب تر از موادمخدر باشد و رها شدن از آن كاري بس سختتر و مشكلتر مي باشد.

سومین،نیروی تخریبی هم ، رفیق بد،و دوست ناباب است. جمله ای است که می گوید با نادانان سخن مگوچون رفیق بد و دوست ناباب می تواند انسان را به ناکجا آباد برساند که به نظر خودم بهترین راه برای جلوگیری از این نیرو دوری جستن و هم کلام نشدن با این دسته افراد است.

و چهارمین گروه در بیکران است و در جهان و بُعد های بعدی. این گروه از الهام گرفتن کمک می گیرند که فرمانده آن شیطان به همراه سپاهش است. من فکر می کردم که همیشه الهام گرفتن خوب است ولی حالا فهمیدم که الهام گرفتن هم در فجور است و هم در تقوا، که به نظرم در این مرحله مهم و سخت ترین مسئله تشخیص آن است که بدانیم فجور است یا تقوا. در این مرحله باید دانایی و آگاهی خود را نسبت به این مسئله بالا ببریم تا تشخیصش کمی آسان شود (البته کار چندان آسانی نیست اما شدنی)

درسي که من از این سی دی گرفتم :اين است كه؛ ( ما انسانها بايد همواره تلاش كنيم نیروهای تخریبی را بشناسیم، ویقین دارم و معتقدم کنگره و دانشش بهترین علم و دانایی برای شناخت اين نیروهاست البته با کمک گرفتن از اساتید و راهنمایان ) ودر آخر به اميد روزی که همه انسانها به نقطه ای از دانایی برسند که به راحتی بتوانند نيروهاي تخريبي را بشناسند وشکستشان دهند و از آن نیروها برای سازندگی بهتر خودشان استفاده كنند.

اخبار لژيون ما....

« به نام خالق زیبایی ها»
روز یکشنبه مورخ 92/2/8 لژیون ما با حضور راهنمای گرامیمان باموضوع (سي دي رب ومربي) کار خود را آغاز نمود، در این قسمت خلاصه ای از آن را بحضورتان میرسانم:

(مشاركت مكتوب)

ودرادامه مراسم قدرداني وسپاس گزاري


مجتبی:

با نام و یاد خداوند مهربان که اولین و برترین معلم همه انسانها و دیگر موجودات است حرفهایم را آغاز می کنم. همه ما انسانها از اول خلقت با موضوع معلم و مربی آشنا بودیم، حتی وقتی در شکم مادر بودیم بصورت جنین، خداوند به ما تعلیم می داده و همه دانش و علمی که در اختیار ماست از خداوند آموخته ایم و بعدها از طریق پیامبران و امامانی که خداوند آنها را مأمور هدایت ما کرده. پس هیچ انسانی نمی تواند بگوید که خودش به تنهایی کسب علم کرده و تجربه آموخته است، بلکه همه ما دارای مربی و راهنما بوده ایم و بدون مربی و راهنما هیچ کدام از ما نمی توانیم به سر منزله مقصود برسیم.

شاعر معاصر مرحوم ایرج میرزا در همین باره شعری دارد که می گوید: "گویند که مرا چو زاد مادر   پستان به دهن گرفتن آموخت،    دستم بگرفت و پا به پای برد   شیوه راه رفتن آموخت". با توجه به این شعر ما به این موضوع پی می بریم که؛ همه ما روزی قادر به راه رفتن هم نبودیم ولی کمک، راهنمایی، تعلیم و تربیت مادر به عنوان یک مربی باعث شد تا ما از بدو تولد برای ادامه زندگی نیاز به مربی و معلم داشته باشیم، پس همه کسانی که امروز دارای تحصیلات بالایی هستند و برای خود کسی شده اند همان نوزادانی هستند که قادر به راه رفتن هم نبودند پس با کمک و راهنمایی مادرشان توانسته اند اولین قدم را بردارند.

هیچ کدام از ما نمی توانیم بگوییم نیاز به مربی و راهنما نداریم و نخواهیم داشت. همه ما وقتی که به قول معروف "خرمان از پل که می گذرد دیگر به عقبه خودمان نگاه نمی کنیم که چه بوده ایم و کی بوده ایم. در بحث ما مسافران کنگره هم به همین شکل است، هیچ کدام از ما در دوران مصرف نتوانستیم .........

لطفا جهت مشاهده كامل به ادامه مطلب برويد!!

ادامه نوشته

اخبار لژيون ما.....

                                                 به نام یزدان پاک

روز پنجشنبه مورخ92/1/29 لژیون ما با استادی راهنمای خوبمان و دستور جلسه (وادي هشتم) شروع به کار نمود، خلاصه ای از سخنان استاد را به حضورتان می رسانم:

خلاصه سخنان استاد:

در لژيون امروز، استاد محترم،آقاي عرب ابتدا توضيحاتي در مورد قوانين كنگره و اهميت آنها دادند.و بعد از آن بحث لژيون ما با وادي هشتم ادامه داشت.  

مي دانيم كه كنگره يك كارخانه انسان سازي است و ما هم براي ساخته شدن و تبديل به انسان شدن است كه اينجا هستيم.  در اينجا، قوانين براي همه يكسان است. و ما هم بايد از حق خودمان دفاع کنیم ،یعنی قانون را رعایت کنیم، واين رعايت قوانين  در کنگره برمی گردد به زندگی خودمان، يعني اول  خودمان نظم را باید یاد بگیریم .يك بحثی هست به نام اجرای قوانین؛ قوانین هستی، راهنمایی و رانندگی، و.......

کسی که به اين قوانین احترام نگذارد با او برخورد می کنند. وحضور در كنگره هم از اين موضوع جدا نيست.يا بايد تابع قوانين و مجري آن باشيم يا با ندانم کاری و بی نظمی است كه به اعماق تاریکی مي رويم .پس سعي كنيم از شكست  وکارهای گذشته درس بگيريم برای حركت در مسير درست. همه ما لازم و ملزوم هم هستیم پس اولویت هماهنگی کامل مابا مرزبانان است.من هم به عنوان راهنما، ازمرزبانان، نگهبان و دبیر حمایت میکنم چون خود به آنها رأی داده ايم و فرداهم نوبت بعضي ديگر از شماست كه بر اساس ميزان تلاش و حركت خودتان به اين جايگاه براي خدمت مي رسيد. وبايد بدانيم. "مسئولیتهای بزرگ را به کسانی می دهند که مسئولیتهای کوچک را به نحو احسن انجام داده اند".

یک قرار 20هزار تومانی در لژيونمان هر ماه داشتیم براي حساب ذخيره زمين كنگره ،که این گذشتن از مال برای خودمان است چون "از ماست که بر ماست" تا کی باید از طرف تهران حمایت شویم باید شعبه ما ...............

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

« به نام خالق زیبایی ها»
روز یکشنبه مورخ 92/1/25 لژیون ما با حضور راهنمای گرامیمان باموضوع (سي دي فلزوجودي وانرژي) کار خود را آغاز نمود، در این قسمت خلاصه ای از آن را بحضورتان میرسانم:

(مشاركت مكتوب)

ابراهيم:

وقتی این سی دی را گوش می کردم متوجه شدم مطالب آن هم بسیار سنگین است و هم بسیار شیرین، بروایتی برداشت از آن هم سهل است و هم سخت. زمانی سخت است که فقط گوش می کنم و زمانی سهل که می اندیشم تا بتوانم درک کنم. در این سی دی از دو موضوع بحث می شود؛ یکی فلز وجودی و دیگری انرژی، در نگاه اول شاید ارتباطی باهم نداشته باشند اما وقتی دقیق گوش کردم پی به ارتباط آنها بردم که در ادامه توضیح می دهم اما درستی و نادرستی آن را باید استادم مشخص کند.

در طبیعت همه موجودات در یک مدار در حال گردش هستند وهرکدام مدار خاص خود را دارند مثل کره زمین که در مدار خودش می گردد ودیگر سیارات مدار دور مدار خودشان. کوچکترین ذره در طبیعت اتم است که آن هم دارای مداری است و الکترون و پروتن درحال گردش دارد، ما انسانها هم "بخصوص کنگره ای ها" معتقدیم در پی هم و در دایره ای درحال گردش هستیم تا به نقطه ای برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم.

این مقدمه را گفتم تا در ادامه ............

لطفا به ادامه مطلب برويد!!

ادامه نوشته

اخبار لژيون ما....

                                  به نام ایزد منان

روز پنجشنبه مورخ 92/1/22 لژیون ما با استادی راهنمای خوبمان آقای عرب وبا دستور جلسه (جهانبینی1) آغاز به كار نمود، كه خلاصه ای از آن را به عرض شما عزيزان می رسانم:

خلاصه سخنان استاد:

جهانبینی اولین بار در کنگره 60 برای درمان اعتیاد مطرح شد که اعتیاد را یک بیماری جسمی، روانی و جهانبینی تعریف کرد. یک آدم مصرف کننده،كه، ژولیده و در به داغون است باید درست شود اما چگونه؟ هرکس بنای خویش را طبق خواست و علاقه خودش می سازد. (مفهوم شعر جهانبینی): من در جای دیگر بنده بودم ونافرمانی کردم و حالا می خواهم نقطه تابنده شوم. باید از معنی شعر در طول سفر استفاده کنم. چرا گفته شده دایره: چون دایره از هم جدا نمی شود و چرخش دارد و ما باید به دایره وصل شویم. شتابنده یعنی تشنه رحمت، به انجام کاری که به آن ایمان داری شتاب می کنی و اگر نورمان را از دست داده ایم می توانیم بازپس بگیریم.

در مورد جهانبینی زیاد شنیده ایم ولی هیچ وقت رویش زوم نکرده ایم "آنچه ما نسبت به کل جهان دریافت، برداشت، ادراک و احساس می کنیم جهانبینی گفته مي شود". کسی که مواد مصرف می کند دریافت، احساس و... خوبی ندارد چون اصلأ حس انجام کاری را ندارد و تفکرات ما تحت نظر موادمخدر افیونی شده است. جهانبینی دو بخش دارد: درون و بیرون. من اول باید خودم را بشناسم تا بتوانم دریافتهای بیرونی را داشته باشم.

جسم ما با تیپر کردن مواد درست می شود و روان هم با حضور در کارگاههای آموزشی و خدمت کردن درست می شود اما مهمترین قسمت .......

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نماييد.....



ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

به نام یزدان پاک

روز یکشنبه مورخ92/1/18 لژیون ما با استادی راهنمای خوبمان آقای عرب و دستو جلسه (وادی اول) با مشارکت مکتوب ،رأس ساعت آغاز به كار نمودكه خلاصه ای از آن را به عرض شما عزيزان می رسانم:


خلاصه سخنان استاد:

استادباتوضیحاتی در مورد تعطیلات عید نوروز سخنان خود رااينگونه ادامه دادند كه : در سفربعضيها هنوز نفهميده اند همه آلکالوییدها در شربت تریاک هست و باز هم در پی یک قرص هستند، واين يعني هنوز در پي خواسته نا معقول بودن! مشکل عمده بشر جهل و نادانی اوست که در وجود خودش است. اگر بخواهیم نادانی را به دانایی تبدیل کنیم باید به خودمان وقت بدهیم (زمان)، دومین کار تکرار کردن است درست مانند اعتیاد که ماهها تکرار شدوفرد كم كم  شد. گاهی اوقات می گویی جلسه و لژیون تکراری است این یک گیر است، شما باید مشکلات خود را در دل مشکلات دیگران دریابی چون تکامل در جمع صورت می گیرد.

در اینجا اگر می خواهیم به دانایی برسیم باید این موضوعات را در نظر بگیریم. ما در هستی ،ياسقوط داریم یا صعود و سکون !يعني سقوط. مانند دوچرخه که تا زمانی پا بزنی رو به جلو می رود و اگر پا نزنی می ایستد و به زمین می خوری پس خواسته باید در سطح اعلا باشد.

در انسان تفکر بالقوه وجود دارد، کنگره می تواند تفکرات ما را مثبت کند اما به چه طریق؟.................

لطفابه ادامه مطلب برويد!!

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .


 به نام قدرت مطلق

روزپنجشنبه مورخ 92/1/15 لژیون ما با استادی راهنمای خوبمان آقای عرب وبا دستور جلسه (بحث آزاد) آغاز به كار نمود.

كه خلاصه اي از آن را به عرض شما عزيزان مي رسانم:


خلاصه سخنان استاد:

ابتدا استاد در مورد روز طبیعت (سیزده بدر) صحبت کرد ندوبعد اينطور ادامه دادند كه:

مشکل ما(مسافران ) این است که از اطرافیان توقع زیادی داریم ولی دوست نداریم آنها از ما توقعی داشته باشند، چرا که سنت و رسم ما بیشتر مرد سالاری شده و.... پس بیایید اول تلاش كنيم ،توقعاتمان را کم کنیم. گاهی اوقات همسفر مشکلاتش خیلی بیشتر از مسافر است.وچه بسا مانند :كساني هستند كه در جنگ دچار ترکش شده اند.به اين دليل کوچکترین كار ما  باعث ايجاد درد در آنها میشود.

ممكن است در اينجا بگوييم ،اين كار ما است كه سخت است  وآنها باید کوتاه بیایند. اما بدانيم که همسفران هم دارند دانايي کسب  مي كنند . ومي دانند كه كار هر دو گروه سخت است چه مسافر باشي و چه همسفر!پس ،اگركاري يا حركتي را به اشتباه انجام می دهی شهامت گفتنش را داشته باش. یکی از نکات مهمی که باید رعایت شود نظم است، هنوز از ساعت دارویت می گذرد و تو بی تفاوتی !پس ،توقع نداشته باشيد كه به شما گير ندهند. اگر نگاه بكنيم مي بينيم، انسانی که حتي یک حیوان در خانه دارد نمی تواند او را رها کند. ونسبت به آن بي تفاوت باشد .چه رسد به انسانها كه در يك جا دارند با هم زندگي مي كنند

زمانی می توانیم تأثیر گذار باشیم که خودمان تغییر کنیم، شاید موضوعی را به رويت ،نياورند ولی با گیر دادنها به تو می فهمانند که کارت اشتباه بوده یا هست. برای هر موضوعی باید نشانه داشت، شما هم اگر نشانه های خوبی داشته باشی او هم خوب می شود. زيرا همسفر و اطرافيانت در قبل هیچ باوری نسبت به ت. نداشتندولی حالا با آموزش گرفتن مي فهمندکه تو يك بيمار و مسافري وهمه چيز كم كم  درست می شود و گاهي بخاطر دلسوزی است که استرسشان زیاد می شود.

همه کس را مقصر غلط سفر کردنت می دانی بجز خودت، اگر مشکلات را در درون خودت حل کنی مطمئن باش آنها هم درست می شوند. در زمينه درمان تو با رفقای درپیتی گذشته ديگر،کاری نداری ولی با همسفر چرا! زيرا آنها بال پروازند و اگر اشتباه کنی سریع میفهمند چون آموزش دیده اند. اگر تو تغییر کنی میبینی که رفتار او هم تغییر می کندپس! باید زمینه تغییر را در خودمان به وجود آوریم تا همسفر مان هم تغییر کند.

بعضی چیزها ریز است ولی در نقطه ای به آشوب می رسند. ما اشتباهمان را نمی خواهیم قبول کنیم چون غرور و منیت هنوز با ماست، این نشانه است و باید از همین کوچکها شروع کنیم ببینید ایمان می آورند یا نه. شما باید آموزش ببینی تا بتوانی به همسفر انتقال دهی، این آمدن و رفتن ها باید یک سودی داشته باشد. شما سیگار می کشی و به فرزندت می گویی سیگار نکش، او می گوید اگر بداست تو چرا می کشی؟ باید زمینه تغییرات را ذره ذره درخودمان به وجود آوریم. باید تغییرات در گفتار و کردار ما نمایان باشد که او هم تغییر کند. "از ماست که بر ماست"

اخبار لژیون ما . . .

« بنام محبت »

روز يكشنبه لژيون ما با موضوع (cd ترس) باحضور استادمان و با مشاركت مكتوب كارخود را آغاز  نمود، كه در اين قسمت خلاصه ايي از  آن را به نظر شما عزيزان  مي رسانم:

مصطفي:

ابتدا بايد بدانيم ترس چيست .عامل و سرچشمه آن كجاست؟چگونه رخ مي دهد و براي مقابه با آن بايد چكار كردو آيا ترس ما در مواردي به جا است يا خير ؟

در كل ما دو نوع ترس را در خود داريم یا می پرورانیم :

1- ترس ذاتي كه از بدو تولد همراه ماست و تكامل يافته است .

2- ترس اكتسابي كه با توجه به عوامل محيطي و نوع نگرش ما در ما ايجاد مي شود و تكامل آن به تكامل افكار ما مربوط است .

نوع اول :

ترس ذاتي، است كه انسان فقط در شرايط خيلي خاص مي تواند به آن غلبه كند در غير اينصورت انسان سعي مي كند حتي با آن طرف حساب هم نشود. مثل نوشيدن يك جام زهر ، انسان حتي از بدست گرفتن جام زهر، مي هراسد چه برسد كه آن را سر بكشد و نوشيدن آن در شرايط خاص ممكن است صورت گيرد.مثلا: كسي كه قصد خودكشي دارد اين كار را انجام مي دهد در غير اينصورت اين ترس نمي تواند حتی بر فرمان عقل ما غلبه كند (حتی اگر عقل فرمان نوشیدن دهد) چون عقل در هر شرايطي شما را از نوشيدن باز مي دارد و حكم ترس از جان مي باشد .

نوع دوم :

كه ترسي اكتسابي، است ممكنه، دربعضي از افراد وجودداشته باشد و دربعضي ديگر اصلاً نباشد ، مثل شخصي كه در بيابان زندگي مي كندو همان جا با قوم و قبيله خود بزرگ شده و گاهي شبها يا روزها به دل بيابان زده جهت هيزم جمع كردن ، اين شخص به هيچ عنوان از بودن در شب و در بيابان هراسي ندارد و اصلاً اين مقوله را ترس نمي داند ولي بعضي ها هم كه اصلاً در روز هم بيابان نبوده اند از بودن شب در بيابان بسيار بسيار ترس و هراس دارند . 

* حال لازم است بدانيم حس ترس چگونه به وجود مي آيد :

وجود نيرویي ناقص در فرد باعث به وجود آمدن حس ترس مي شود. درست مثل مسافري كه به اين باور نرسيده كه اعتيادبا سفر تدريجي درمان مي شود واين به باور نرسيدن باعث بوجود آمدن حس ترس در اومي شود.

 حال سرچشمه ترس چيست :...................

لطفا به ادامه مطلب برويد!!

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

« بنام خالق هستی »

روز پنجشنبه مورخ 91/12/10 لژیون ما با حضور استادمان آقای عرب با موضوع (بحث آزاد) آغاز بکار نمود، در این قسمت خلاصه ای از سخنان استاد را به حضور شما سروران می رسانم.

استاد:

فردا(جمعه )  روزدرختکاری را داریم و ما هم با اعضاي لژيونمان درختكاري را كه قسمتی از وادی دوازدهم ،هم مي باشد را اجرا می کنیم. اگر من گیری در سفر م هست حتمأ یکجایی مشکل دارم. پس ،با نوشتارها و نشریات همراه باشید زيرا ،ماهمواره با نیروهای بازدارنده در حال جنگیم و بهترین سلاح، کسب دانایی است. اما دانایی چگونه بدست می آید؟ نه با روزنامه، نه تلویزیون و... بلکه با کسب ریشه ای دانایی و افزایش آن و اولین قدم آموزش دیدن است وبعد به اجرا در آوردن. مثلأ اگرمی خواهیم پیوند زدن درخت را یاد بگیریم؛ باید یک نفر به ما آموزش دهد. و به اين صورت است كه ما مهارت کسب مي كنيم و خودمان در بعد، به راحتي درخت پيوند مي زنيم. در درمان اعتیادهم آموزش نقش مهمی دارد.

اگر بخواهم در زندگي حال خوش را تجربه کنم (با تفکر درست)است كه به آن می رسم و اينجاست كه به هیچ قیمتی هم حاضر نيستم از دستش بدهيم. ما انسانها گاهی به خودمان فرصت ،نمی دهیم چه برسد به خانواده. اگر می خواهیم جلوی اهریمن بایستیم باید کسب دانایی کنیم، تا دیروز........

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نماييد 

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

  « به نام خالق زیبایی ها»
روز یکشنبه مورخ 91/12/06 لژیون ما با حضور راهنمای گرامیمان باموضوع (سي دي موانع محبت) و مشارکت مکتوب کار خود را آغاز نمود، در این قسمت خلاصه ای از آن را بحضورتان میرسانم:

ابوالفضل:

در این سی دی از موانعی صحبت مي كند. که بر سر راه انسان قرار مي گيرند ونمي گذارندانسان با محبت آشنا شود . حال اگر انسان بخواهد به محبت دست يابد.باید، این موانع را پشت سربگذارد .و اولین آن، خالص شدن است كه با درد و رنج همراه است و البته این درد و رنج می تواند از انسان یک انسان شرور و بدجنس بسازد و يامی تواند انسانی با گذشت و با محبت بسازد و این ديگر به خود انسان بستگي  دارد که آيا مي تواند درد ورنجها را تحمل کند و انسانی خوب شود ويا زیر بار این درد و رنج ،کمر خم کند و انسانی شرور شود .

به عنوان مثال :همين  سفر ما در کنگره که اگر خواست ،قوی برای رهایی داشته باشيم با تمام مشکلات سفر مبارزه می کنيم و هیچ چیز مانع پیشرفتمان به سمت رهایی نخواهد شد و اگر تحمل ما کم باشد و نتوانيم با مشکلات سفر دست و پنجه نرم کنيم سقوط کرده و حتی از آنجایی که قبل از سفر بوديم هم به عقب تر خواهيم رفت و بیشتر در قعر تاریکی فرو مي رويم.

 اگر بخواهم ،به گذشته خود هم نگاه کنم می بینم که من هم طاقت درد و رنج را نداشتم و برای خالص شدن نتوانستم زیر بار زندگی طاقت بیاورم و خود را به سمت مواد کشاندم و ناخالصی را انتخاب کردم .ناخالصیي ،که به وسيله آن وبه مرور زمان زندگی خود و اطرافیانم را به سمت نابودی  کشاندم و در این راه ذره ذره زندگی خود را به تباهی کشیدم و نابود کردم می خواستم کمبود های خودم را با مواد جبران کنم و فکر می کردم مواد جایگزین مناسبی برای چیزهایی که فکر می کردم در زندگی من کم است مي باشد.و لي حيف.............

ادامه نوشته

ازنقطه سياه تارنگين كمان............

                             « به نام خالق زیبایی ها»

روز یکشنبه مورخ 91/11/22 لژیون ما با حضور راهنمای گرامیمان باموضوع (از نقطه سیاه تا رنگین کمان) و مشارکت مکتوب کار خود را آغاز نمود، در این قسمت خلاصه ای از آن را بحضورتان میرسانم:

حامد:

مسیر زندگی انسان بیش از اینکه غرق در شادی باشد،بیشتر در غم و اندوه است و نمی توان گفت که هیچ کس گرفتاری و غم ندارد ویا تجربه نکرده است. کمتر کسی پیدا می شود که سختی و رنج نکشیده باشد، چون اگر مشکلات و سختیها نباشد انسان رشد و تکاملی ندارد. هرقدر که دانایی و علم در انسان بیشتر باشد، غم و اندوه او نیز بیشتر می شود. وجود غم و اندوه در درون ما نباید باعث گردد که انسان در مشکلات گیر کند و بلکه باید امیدوار باشد، چون سختیها همیشگی نیستند و مانند فصول درحال عبور و تغییر هستند. ما اگر بخواهیم از این سختیها عبور کنیم باید به دانایی و علم خود بیفزاییم و اگر در مورد آنها کمی تفکر کنیم، می بینیم که آنها لازمه زندگی هستند و باعث می شوند که انسان در تکامل و رشد باشد.

اندیشه های بلند در مسیر زندگی، انسان را به جایگاههایی می رساند که خودش تصور نمی کند و در این سی دی منظور از نقطه سیاه یعنی اعماق تاریکی و منظور از رنگین کمان یعنی در نور قرار گرفتن و مانند آن در آسمان درخشیدن. ما که در مسیر کنگره هستیم اگر گوش به فرمان باشیم مطمئنأ به رنگین کمان می رسیم، ولی اگر ناسپاسی کنیم قطعأ به ته تاریکی و ظلمت می رویم چون فهمیدیم که این یک قانون است. در کنگره اگر درست سفر کنیم و روی پله و برنامه باشیم از زندگی لذت می بریم و به جایگاهی می رسیم که در اول سفر در ذهنمان می پروراندیم.

هر کاری که انجام می دهیم و هرچه در تقدیرمان است باید به آن احترام بگذاریم، چون فرمان الهی است و نمی توانیم از فرمان سرپیچی کنیم. اگر در کنگره مانده ایم و درحال سفر هستیم، اذن و اجازه آن از سوی خداوند صادر شده است. منظور این است که اگر خوب فکر و حرکت کنیم، بنای خود را از پایه محکم بسازیم و نقصی نداشته باشیم می توانیم در آینده به انسانهای دیگری خدمت کنیم. یادمان باشد "خداوند لیاقت خدمت به بندگانش را نصیب هرکسی نمیکند..."

فرماندهی جسم من به دست مواد بوده و.............

لطفا به ادامه مطلب برويد......

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

                                                  به نام یزدان پاک 

روز پنجشنبه مورخ 91/11/19 لژیون ما با حضور استادمان آقای عرب با موضوع (جهانبینی) آغاز بکار نمود، در این قسمت خلاصه ای از سخنان استاد را به حضور شما سروران می رسانم.

 استاد:

اگر برای درمان اعتیاد به کنگره آمده ایم، خط مستقیم بین ما و درمان صراط مستقیم است، صراط مستقیم در تمام ادیان الهی یکی است، تمام ادیان الهی می گویند دروغ نگویید، به یکدیگر احترام بگذارید، حق دیگران را زیر پا نگذارید، پس وقتی گفته می شود صراط مستقیم یعنی هدفتان را ببینید و سفت و محکم فرامین و دستورات الهی را انجام دهید و سعی کنید یک انسان صالح باشید

صالح به معنی صلح دوست بودن است، کلام الله می گوید عبد صالح، عبد صالح چه کسی است؟ عبد صالح کسی است که بنده صلح است، کسی که با خودش، با همسرش، با فرزندش و با هر کس دیگری صلح بر قرار می کند، کسی که با دیگران با مهربانی برخورد می کند بنابراین ما برای این که در صراط مستقیم حرکت کنیم لاجرم مجبوریم که یک سری آموزش ها را ببینیم و بهترین این آموزش ها در جزوات جهانبيني و وادی ها است.

زيرا یک ضلع مثلث درمان كه خيلي هم مهم است جهانبینی مي باشد. جهانبینی خودش شامل دو قسمت است: اولی جهانبینی درون و دوم جهانبینی بیرون.این دو مکمل همدیگر هستند چون درون .....
لطفا به ادامه مطلب برويد......

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

« بنام خالق هستی »

روز يكشنبه لژيون ما با موضوع (ساختاردرون) و با مشاركت مكتوب كارخود را آغاز  نمود، كه در اين قسمت خلاصه ايي از  آن را به نظر شما عزيزان  مي رسانم:



ابراهيم:

جهان درون انسان همانند جهان بیرون است یعنی هرآنچه در جهان بیرون اتفاق می افتد در درون ما نیز اتفاق می افتد. حال سوال اینجاست که چگونه و توسط چه عاملی؟ در جهان بیرون وقتی به اطراف خودم نگاه می کنم: ادارات، نهادها و سازمانهای مختلف را می بینم که هرکدام ازآنها با تعدادی افراد با خواسته ای مشترک مشغول به فعالیت هستند. کارها و مسئولیت هرشخصی مشخص شده، یکسری قوانین مشخصی وضع گردیده است که همه افراد از آن قوانین پیروی می کنند.

وقتی به کنگره آمدم به مرور زمان فهمیدم که یک ساختار چگونه بوجود می آید، ساختار یک تفکر است وبعد جمع شدن افراد باخواسته مشترک دورهم. سوال اینجاست که چرا ساختارها بیش از یک عضو دارند و مقدار اعضایشان زیاد است؟ پاسخ این سوال را استاد امین بدین شکل می فرماید: اصولأ هرچه...........

لطفا به ادامه مطلب برويد!

ادامه نوشته

مشارکتهای مکتوب . . .


به نام خداوند جان وخرد

وادی ها در کنگره مانند دانه های زنجیرهستند، تا با کمک آنها به درجات بالا برسیم.

نيرويي كه از كم شروع شود وبه درجات بالا برسد نقطه تحمل پيدا مي كند.

در زمان قدیم پادشاهی از روستایی می گذشت، با پیرزنی روبرو شد که گاو بزرگی را به دوش داشت و از تپه ای بالا می رفت. پادشاه از او پرسید که چگونه می توانی، پیرزن گفت: من از ابتدای تولدزماني كه كوچك بود این کار را انجام می دادم وحالا که به این سن رسیده ام برایم عادت شده است. همه انسانها نقطه تحملی دارند که اگر فشار برآنها زیاد بشود از کوره به در می روند.

انسانها دو راهنما دارند: اول راهنمای درون همان "عقل" و دوم راهنمای بیرون همان "پیامبران الهی". خداوند فرمان هایی داده است مانند، دروغ نگفتن، دزدی نکردن و... اینها به ظاهر شاید جذاب باشد ولی در کارهای ضدارزشی نقطه تحمل سریع بالا می رود چون لذت آنی دارد. انسان در طرف مثبت هم می تواند نقطه تحملش را بالا ببرد، در سفر اول مسافر به نور امید نزدیک می شود و آن را حس می کند و این نقطه تحمل است. در کنگره کسی که به رهایی می رسد، در مسئله اعتیاد به نقطه تحمل بالایی دست یافته است. ما باید فرمانبردار باشیم تا نقطه تحمل ما در مسائل مثبت بالا برود.

در این وادی می گوید همه چیز به تدریج پیش می آید، در همه مسائل مهم برداشتن قدم اول است حتی در زندگی روزمره. کنگره جهت حرکت ما را از طرف ضدارزشها به سوی ارزشها تغییر می دهد. بالا بردن نقطه تحمل در جهت ارزشها نیاز به آگاهی و دانش دارد و نسبت به ضدارزشها بسیار سخت تر است.

13 نکته مهم در وادی نهم!!..........

ادامه نوشته

مشارکتهای مکتوب . . .

حكم عقل را درقالب فرمانده كاملا اجرا نماييد.

این وادی:  اولين گام براي هر حرکت، بعدازتفکر است. در گذشته هرکس ازمن میپرسید عقل چیست؟ میگفتم همان مغزاست ولی با خواندن این وادی فهمیدم که عقل فرایزدی دارد وبا مرگ از بین نمیرود و مغز یک اپراتور برای عقل است. روزانه هزاران فکر مختلف درسرما مرور میشود ولی به تعدادی میرسیم به نوعی شو شود اتفاق می افتد.

بدن انسان جهان اصغراست وفرمانروایی آن به عهده عقل است.هر فکری باید به تایید عقل درآید تا اجرا شود. اگر ما یک حرکت ناشایستی انجام دهیم مثلا دست خود را جلوی شعله آتش قرار دهیم ناخودآگاه به خودناسزا مي گوييم، که چرا این کار را کرده ایم واین همان فرمان عقل است ولی قبل از آن نفس اماره به ما میگوید که این کار را انجام بده ببین چه میشود؟

ما در گذشته نشان دادیم فرمانروای خوبی برای جسم مان نبودیم وآن را به طرف ضد ارزشها بردیم. در گنکره هم فردي كه گریزمیزند به شو شود نزدیک نمیشود .اما اگر تلاش کنیم و به جایگاههای بالا برسیم . یعنی ،شو شود را توانسته ايم در مورد خودمان اجرا کنيم و اينجاست كه مي آموزيم  چگونه  برنامه هاي خوب ، را در زندگی وکار خود هم به اجرا درآوریم.

  اما اگر در مسير درست (يعني فرمانبرداري از عقل ) نباشيم ، به عنوان  مثال : تصمیم میگیریم که فردا کاری را انجام دهیم ولی انجام نمیدهیم برای ما شو شود  اجرا نمي شود زيرا زماني كه در کارهای کوچک برايمان مهم نیست  به طور حتم  نمي توانيم کارهای بزرگتر را هم انجام دهیم. يااگرتصمیم میگیریم ساعت 5 در جلسه حاضر باشیم  و به شو شود ،در اين مورد برسيم اگر از آسمان سنگ هم ببارد.ما به حضور رأس ساعت به جلسه  میرسيم .

پس :دانستن خالی به هيچ دردي نمیخورد. اگر دانستیم و حرکت کردیم آن میشود(شو شود) و فرمان عقل.مثلا میدانستیم مواد مخدر بد است و لي مصرف کرده ایم اما یکی تلاش میکند که آن را درست کند ودر مسیرش هم وارد میشود مطمئنا در اخر به خواسته اش هم میرسد پس فرمان عقل را به صورت کاربردی اجرا کرده است.

عقل در تکامل تابع خود است وازجای دیگر فرمان نمیگیرد وکسی در کارش دخالتی ندارد مانند استارت زدن ماشین.

نتيجه اي كه من توانستم از اين وادي براي خود بيابم اين است كه : کسی  كه فرمان عقل را به اجرا درآورد و کاربردی کند موفق میشود  تا جايي كه آرزوهایش هم تبدیل به(شو شود) میشود

مسافر :احسان

آنتي ايكس مصرفي:تزريق  هروئين ، كراك

داروي درمان:شربت اتي 4سي سي

راهنما:آقاي عرب

مشارکتهای مکتوب . . .

بنام آنکه یکتاست

برداشت من از سي دي معلم:

واژه معلم ترکیب شده از کلمه علم به معنی آگاهی، شناخت و دانستن قوانین تعیین شده از سوی رب یا قوانین جاری برطبیعت است. بنابراین انسان دو حالت دارد: حالت اول روح و حالت دوم جسم. به تبع آن علم نیز دو قسمت دارد: قسمت اول مصرف و قسمت دوم تولید.

تولید و مصرف علم یعنی، زمانیکه دانشی را کسب کردیم از شخص یا اشخاصی باید آن علم را دراختیار دیگران قرار دهیم تا دیگران هم بتوانند از آن بهره ببرند، چرا که اگر بخواهم در یکجا ویا در یک اندازه ثابت بمانم لازم نیست خدمت زیادی انجام بدهم. اما خدمت زیاد نیاز به علم و دانش زیاد هم دارد، پس برای مصرف علم باید تولید علم هم صورت بگیرد، یعنی زکات مصرف علم تولید علم است.

گفتم علم یعنی آگاهی و شناخت وشرط ورود به تاریکی نافرمانی و یا عدم آگاهی و شناخت است و ازفرمان ناخود فرمانی ازگوش کردن تا عمل کردن فاصله زیادی است. خروج ازتاریکیها یکسری سلسله مراتبی دارد.تجربه کردن وفرمانبرداری نیز اصول وقواعدی را می طلبد که معلم از آن به خوبی آگاه است.اگر من نخواهم از تاریکی خارج شوم باید حس و عمل به فرمانبرداری در من جاری شود. مهم نیست که چقدر در تاریکی غرق شده ام مهم این است که یاد بگیرم فرمانبردار خوبی باشم. وقتی که فرمانبرداری را یاد گرفتم حال تفکر،عشق و عمل سالم و بسیاری از مسائل دیگر هم به کمک من خواهند آمد.

آن چیزی که باعث می شود انسان مراتب یادگیری را تجربه کند روح انسان است ، چرا که اگر به روح نیرو وراه را نشان بدهیم و نیز روح اگر تحت فرمانبرداری تعالی باشد در مسیر درست شروع به حرکت می کند و زمینه علم را در وجود من مهیا می سازد.

استاد و شاگرد(راهنما و رهجو) در روز ازل پیمانی را با هم می بندند، استاد(راهنما) تعهد می کند آنچه را که خودش آموزش دیده به شاگرد(رهجو) منتقل نماید چراکه راهنما تمام مراحل فوق راطی نموده یعنی تاریکیها را تجربه نموده و از آن عبور کرده است.فرمانبردار خوبی بوده تا به فرماندهی رسیده است بنابراین وظیفه من رهجو(شاگرد) برای خروج از تاریکیها این است که باید فرامین الهی را جامع عمل پوشانده و به روح خود اجازه دهم که تحت امر خداوند قرار گیرد چراکه خداوند وقتی روح را در جسم انسان دمید فرمود: روح تحت امر حق تعالی است.بااین تفاصیل اگر بخواهم ارتقاء پیدا کنم باید گوش به فرمان رب که در اینجا همان راهنمای عزیزمان است باشم.

در پایان مشارکتم را با جمله ای از حضرت علی(ع) به اتمام می رسانم، حضرت علی(ع) که خود دریای علم،دانش و معرفت بود می فرماید:

"اگر کسی کلمه ای به من بیاموزد مرا عمری بنده خویش ساخته است"

مسافر:كاظم

آنتي ايكس مصرفي:ترياك

مدت سفر :هشت ماه

داروي درمان :شربت ot

راهنما :جناب آقاي عرب 

ويرايش و تنظیم: مسافر احسان

'گزارش لژيون ما...

به نام خدا

روز يكشنبه لژيون ما با استادي آقاي عرب و با موضوع (سي دي نخ و سوزن)كار خود را آغاز نمود، كه در اين قسمت خلاصه ايي از سخنان استاد را به نظر شما سروران گرامي مي رسانم.



ابتدا استاد توضيحاتي مبني بر رعايت بدون چون وچراي قوانين وحرمتها را بيان نمودند.

در کنگره یک سری حرمت وقوانینی هست که همه اعضا باید از آن پیروی کنند.باتوجه به اينكه حرمتها در هفته شش با ر ودر هر جلسه دوبار خوانده مي شودباز كم وبيش ديده مي شود كه دوستان كاملا رعايت نمي كنند واين موضوع شكل خوبي ندارد زيرا كسانيكه بخواهند از خط قرمزها عبور كنند ما آنهارا نمي پذيريم وناگذير آنهارا به كميته انضباتي معرفي مي كنيم چون كنگره با كسي تعارف ندارد .با تمام وجود به ما كمك مي كند مشروط به اينكه!بخواهيم ،بدانيم وبه آنها عمل كنيم.

حرفهای خوب زدن به تنهایی بدرد نمی خورد بلکه باید از قوه به فعل در آورد و تزکیه و پالایش را از خودمان شروع کنیم.

اگر به دنبال رفیق بازی هستیم جایمان در کنگره نیست. رعایت کردن حرمت و قوانین اولین و مهمترین کاری است که بایدآن راانجام دهیم وبارعايت كردن ، به قوانين وحرمتها احترام بگذاریم.وقتي در حرمت گفته شده هر گونه ارتباط بيرون كنگره ممنوع مي باشد چرا بعضي اوقات فكر مي كنم رساندن كسي ويادادن پول دستي جزء هر گونه ارتباط نيست؟دستور جلسه اين هفته دقيقا به همين موارد اشاره وگوشزد مي كند،تا شخص دچارعمل به ظاهر نيك نشودودر تمام مسائل همواره دنبال اجراي عمل سالم باشد .واگر به موردي برخورديد كه نمي دانستيد چه عملي درست است ...

لطفا به ادامه مطلب برويد...

ادامه نوشته

مشارکتهای مکتوب . . .

به نام خدا

برداشت من از وادي هشتم(باحركت راه نمايان مي شود)

بنام آنکه تفكر را در ذات انسان قرار داد تا بیاندیشد، بخواهد و بعد حرکت کند. چرا که با حرکت است که راه نمایان می شود، وهر گاه  که تفكر درست داشته باشي راهت هم راه درست از آب در مي آيد .

برای حرکت در یک مسیر باید به نقطه صفر برسیم تا از آنجا شروع نماییم. ومن هم با ورود به كنگره خواستم كه از اول ،شروع كنم با توجه به این وادی(وادي 8 ) آنچه که در مقام قدرت مطلق گفته می شود رادر، درجه پایین تر قرار می دهم تا بتوانم جایگاه خود را ترسیم نمایم، روز اول با خودم عهد بستم و با راهنمایم پیمان که تحت هیچ شرایطی خلف وعده نکنم، پس باید حرکت کنم چون تنها با حرکت است كه به خواسته ام می رسم.

این وادی به من گوش زد می کند که آهای مسافر سفر اول ،آگاه باش که در این راه ضدارزشها، یعنی دوستهای زمان مصرف و یا به عبارتی تمام اهریمن ها زمینه را برای تخریب سفرت همواره مهيا مي كنند و سکوت نخواهند کرد، راهنما در اینجا حکم فرمانده را دارد، روز اول اتمام حجت مي كندکه کفشهای آهنین بپوش ومحكم باش زيرا! لایه ای از پوستت بايد كنده شود، با خود گفتم برای رسيدن به هدف باید چیزها يي راازدست دادويا تاوان بعضي چيزها راداد. پس اول تعهد بستم با خودم ازته دل، كه استوار باشم .وگوش به فرمان !چون ده سال با نفسم همراه بودم و به جایی نرسیدم.

 حال عنان نفسم را به دست راهنما می سپارم چون می دانم که او مرا هدایت خواهد نمود تا تخریبهای ایجاد شده را جبران کنم. گفتم امانت، تخریب، مگر ممکن است انسان به خودش تخریب وارد کند و یا .............

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نماييد

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

به نام ایزد پاك

روز 5شنبه لژيون ما با موضوع (حس رهايي) با استادی راهنمای خوبمان آقای عرب شروع بکار نمود. در این قسمت شما خواننده خلاصه ای از مشارکت ها هستید:

 مسلم: از اوایل هفته استرس زیادی داشتم و هر چه هم به چهارشنبه نزدیک می شدیم بیشتر می شد، این حس به همسفر من هم انتقال پیدا کرده بود و حتی اثری هم در دختر کوچکم دیده می شد. از شروع حرکت ترس عجیبی داشتم که در طول راه هم با من بود، ترسم از صحبت کردن در بالای جایگاه و مقابل آن جمع بود. در آن زمان همه چی برایم تازگی داشت و صحبت کردن دربرابر هم دردانم زیاد هم سخت نبود چون همه تقریبأ هم حس بودیم. در طول سفرم یک بسته سیگار در یک روز نکشیده بودم اما دیروز بواسطه انرژي زياد یک بسته سیگار کشیدم. الان حال بسیار خوبی دارم و بطور طبیعی نئشه هستم. در پایان از همه دوستانم و بخصوص راهنمای عزیزم تشکر میکنم واميدوارم تملم شما داشهاي گلم اين حس زيبارا تجربه كنيد.

سیدمرتضی: من هم خوشحالم و تبریک می گویم، امیدوارم که به آن جایگاه برسم.

ناصر: تبریک می گویم به مسلم و راهنمای خوبمان، چون بیشترین زحمت به دوش آنها بوده. مسلم همیشه چرت میزد و من شک داشتم که به پایان سفرش برسد، ولی خدا را شکر با تلاشهایی که انجام داد و مشکلاتی که داشت به این جایگاه رسید. انسان در مسیری که قدم می گذارد نباید شک کند و بهانه بگیرد و اگر به راه ایمان داریم باید ثابت قدم باشیم. امیدوارم مسلم در سفر دوم "نه گفتن" را تمرین کند................

ادامه نوشته

مشارکتهای مکتوب . . .

   به نام خدا

    تجربه من از روشهای ترک اعتیاد،روشDST و بهترین راه

این دستور جلسه به راه درست تاکید میکند. افراد زیادی به دلیل اینکه راه را اشتباه رفتند کارشان به مرگ، خودکشی و یا تیمارستان کشیده شده است پس پیدا کردن راه خیلی مهم است. معتادین زیادی خواستار رهایی بودند و با اراده قوی برای درمان خود اقدام کردند ولی چون راه را اشتباه میرفتند همیشه ناموفق و با تخریب بیشتر مواجه میشدند. مانند خودم که راههای زیادی را امتحان کرده بودم ولی هیچ نتیجه ای نگرفتم. اعتیاد نوعی بیماری است ، بيماري كه هم جسميست و هم رواني و ربطی به اراده ندارد واگر جسم در تعادل نباشد، روح و روان هم از تعادل خارج میشود.

پیدا نکردن راه درست در زندگی ما هم صادق است. من به خیلی از کارهایم ایمان داشتم که بهترین کار است ولی در آخر متوجه میشدم که اشتباه فکر میکردم اما دیگر کار از کار گذشته بود.

روزی که مواد مصرف کردم اعتقاد داشتم حالم را خوب میکند ، میگفتم اعتیاد برای بی اراده هاست ولی اگر از آن عبور کنیم، میبینیم سرابی بیش نبود. ما خیلی راهها را رفته ایم اما حالمان خرابتر میشد.(در دریا کسی غرق میشود که شناگر است، کسی که شنا بلد نیست داخل آب نمیشود)

اعتیاد نوعی بیماری است و ................

ادامه نوشته