|
نظم - خدمت - محبت
راهنمای درمان اعتیاد *لژیون آقای داوود عرب نمایندگی سمنان*
| ||
|
به نام خدا لژیون يكشنبه 91/2/29 با استادی آقاداوود عرب وبا موضوع (بحث آزاد) برگذار گردیدكه خلاصه اي از آن را به نظر شما مي رسانم .
در ابتدا باید برای خود مشخص کنیم که از بازتاب چه برداشتی داریم . ممکن است ما عملی را انجام بدهیم(چه خیر وچه شر) انتظار داشته باشیم که فوری جواب بگیریم ، اینطور نیست ممکن است زمانی طول بکشد تا بازتاب عمل یا فعلی را که انجام داده ایم را ببینیم البته این در همه موارد صادق نیست گاهی اوقات ممکن است خیلی سریع این اتفاق بیفتد!همانطوری که در ضرب والمثلها آمده که :تو نیکی میکنی و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز! همانطوری که در کتاب شریف آمده است انسان به رب خود لکنود ولکفور است .چرا ؟ چون خداوند از وجود خودش در انسان دمیده است وهر چه که داریم از اوست اما باز در بعضی موارد ناسپاسی می کنیم.حال شما شخصی را در نظر بگیرید که در یک صنفی شاگرد دارد وماها به او آموزش داده است ،واز او انتظار دارد که به پاس قدر دانی از استاد حداقل به موقع سر کار حاضر شود وهر چه را که استاد می گوید بدون کم وکاست انجام دهد ، که این هم در بعضی موارد امکان ندارد . چون ما توقع زیادی داریم که این به دو صورت است یک توقع ما از طرف ویا اینکه انتظار داریم عین خودمان باشد!ویا در بعضی موارد سعی ما بر این است که یک سری از مسائل کار ی را که خیلی هم از نظر ما مهم هستد را فقط برای خودمان نگهداریم.اما باید بدانیم که :قله وفتح آن چندان اهمیتی ندارد ، اما نشانی از خود در آن مکان گذاشتن مهم است . پس من به عنوان یک استاد کار نجار ویا غیره...نباید ناراحت این باشم که چرا من تمام فوت کار خودم را به شاگردم یاد دادم ، که اوحال مرا تنها گزاشت ورفت برای شخص دیگر کار کند.باید این را هم بدانیم که زکات علم ،آموزش وانتشار آن است . در کنگره هم به این گونه است باید یک راهنما به شاگرد خود فوت و فن کار را یاد بدهد تا او نیز بتواند با پیمودن مسیر و رسیدن به دانایی لازمه به دیگران بیاموزد . در واقع کاری که مهندس دژاکام کرده اند، و این دانش خود را انتقال داده اند وکنگره به شکل امروزی خود در آمده و با علم کنگره هزاران نفر هم به درمان می رسند. انسان همواره در طول مسیر زندگی مراحل آزمایش زیادی را پشت سر می گذارد، وبستگی به دانایی وآگاهی خودش دارد که چگونه از این مراحل عبور کند! فردی که در کنگره درمان می شود همیشه در مرحله آزمایش و امتحان می باشد به خصوص یک سفر اولی که روزهای اول که می خواهد به کنگره بیاید هزار تا مشکل دارد اما انسان در برابر همین مشکلات است که ساخته می شود . در سفر جیره به مقدار زیاد داری، ولی آیا می توانی از این آزمایش بیرون بیایی و اندازه جیره ات مصرف کنی .زیرا اگر قرار باشد همه چیز آرام باشد و ما هم مسیر را طی کنیم که چه ارزشی دارد .اما اگرسعی کنیم مسئله ای که برایمان پیش می آید را با تفکر انجام دهیم و به درستی آنرا حل نماییم مطمئن باشید بازتاب آنرا هم به وضوح خواهیم دید . و چه بسا که بازتاب آن بازتاب خوبی هم می شود.
برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, ترک اعتیاد, شربت تریاک, تریاک, شیشه, کراک, هروئین, قرص, اکستازی, آمفتامینها, جلسه, مشروبات الکلی [ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:19 ] [ ناصر ]
بنام خدا رب و مربی : خداوند بزرگ خالق هستی و منبع و مخزن تمام علوم از هر جهت می باشد و به هر کدام از مخلوقات خود از جن و انس و فرشتگان و مقربین درگاه و جامدات و نباتات و حیوانات به نسبت جایگاهی که در عالم آفرینش دارند مقامی و جایگاهی و وظیفه ای واگذار نمود . تا آن که نوبت به انسان رسید ، همان که معماربزرگ به خود احسن و الخالقین گفت پس از خلق این موجود جدا بافته از تافته ای دیگر ،و به تمام مخلوق قبل از انسان گفت : می دانم آن چرا که شما نمی دانید فکر کنم آنچه خداوند می دانست آن بود که انسان اگر جستجوگر باشد و به دنبال کسب علم و آگاهی برود و بیاموزد به جایی می رسد که از فرشتگان بالاتر و در جوار رحمت بی انتهای خداوند قرار بگیرد . خداوند سبحان برای آنکه انسان بیاموزد ابتدا پیام آورانی را به عنوان مربیان راه سعادت به بشر معرفی کرد تا راه زندگی سالم و صراط مستقیم را به او بیاموزند و انسان با پیروی از آنان به منزل مقصود برسد . برای طی سفر زندگی انسان باید بیاموزد که چه هست وچه چیزهایی در جهان هست که هستی او و جهان را تشکیل می دهند و بعد از شناخت و کسب علم آن را برای رفاه این جهان و سعادت در جهانهای دیگر به کار گیرد . در کتاب الهی که سخنان خداوند است به وسیله انبیاء به انسانها سفارش شده در دل سنگ و کوه بروند و ترکیب ها را جدا کنند ، حال کسانی هستند که با تدبر و تفکر به علوم و نکاتی مهم از جهان آفرینش دست پیدا می کنند و سالها در راه کسب این علوم زحمت می کشند و زحمت خود و یافته های خود را در هر زمینه ای از علوم شیمی ، تجربی ، ریاضی ، فلسفی ، الهی و کلیه ای علوم دیگربه عنوان مربی وش معلم و استاد در اختیار دیگران قرار می دهند و آموزش می دهند تا دیگران هم از جهل و نادانی به سوی دانش و دانستن و به کارگیری آن علم حرکت کند. پس بعد ازخداوند و پیامبران الهی ، انسانهایی در مقام ها و جایگاه های دیگر هم به عنوان رب و مربی در درجاتی با دین تر از آن مقامهای الهی قرار دارند ، که تاثیرات شگرفی در جهان داشته اند . مانند دانشمندان و متیکران و محققان و کاشفین علوم و مواد موجود در هستی ، و اثرات این علوم در سلامت انسان برای زندگی بهتر و برداشت بهتر در جهان آخرت . در کنگره هم مربیان و استادانی هستند که به آگاهی و دانایی رسیدند و زحمات زیادی را متحمل شده اند و زندگی خود را از تاریکی و جهالت بیرون آورده اند وبه قول فرمایش پیامبر اسلام که ذکات علم نشر آن است ، در خدمت رهجویان کنگره قرار گرفته اند و آنچه را که می دانند به مسافران انتقال می دهند وآنها را چون چراغی از روشنایی علم کسب کرده نور می بخشند تا در تاریکی جهالتی که قرار گرفته اند راه خودرا بشناسند و به سمت صراط مستقیم حرکت کنند . یک مربی و استاد دلسوز که از رهاه شدن یک گم کرده راه ازتاریکی لذت می برد و بدون چشم داشت دنیوی خدمت می کند ، فقط یک چیز را خوب درک کرده است که خودشان بارها این جمله را تکرار کرده اند ، یک مربی وقتی کسی را آموزش میدهد و از تاریکی می رهاند در واقع خود را نجات داده است و بدهی خود را به خالق پرداخت کرده است چرا که همه ما به دنیا می آییم ابتدا آموزش ببینیم و سپس خدمت صادقانه انجام دهیم لذا وظیفه خود می دانیم از تمام استادان و مربیان که به جهت سعادت انسانی خدمت می کنند قدر دانی و سپاسگذاری نمایم . مسافر:احمد آنتی ایکس مصرفی:تریاک وحشیش راهنمای خوبم :آقای داوودعرب برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, ترک اعتیاد, شربت تریاک, تریاک, شیشه, کراک, هروئین, قرص, اکستازی, آمفتامینها, جلسه, مشروبات الکلی [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 15:45 ] [ محمد ]
به نام خدا لژیون يكشنبه 91/2/24 با استادی آقاداوود عرب وبا موضوع (وادی دوم) بود كه خلاصه اي از سخنان را به نظر شما مي رسانم .
هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد،هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم،حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم. خلاصه سخنان استاد: در وادی اول با مفهوم تفکر و خلقت آشنا شدیم و به این نتیجه رسیدیم که هیچ حرکتی بدون حساب در خلقت انجام نمی پذیرد.در وادی دوم وقتی صحبت از بیهوده نبودن هیچ مخلوقی به میان می آید بدین معنی است که هر خلقتی هدفی دارد واز آنجا که انسان اشرف مخلوقات است.در حرکت از مبدأ به مقصد باید قوانین و مقررات آن مسیر را بیاموزد،در غیر اینصورت یا هیچوقت به مقصد نمی رسد و یا از مسیر خارج می شود.پس باید قانون زندگی را فرا بگیریم و بدانیم عوامل زیادی در کنار انسان و در مسیر زندگی وجود دارد. کدام یک از ما به زور اسلحه به سمت مواد و مصرف آن رفتیم.بزرگترین جلوه شیطان در ماده است و مواد مخدر هم یک ماده است که به زیباترین شکل خود را به ما نشان داد و یاعث آلودگی ما شده و باورها و اندیشه هایمان را به گمراهی کشاند.حتی هستند افرادی که با مصرف مواد صنعتی دچار هذیان و جنون شده و باعث نابودی خانواده شدندو حتی کارشان به تیمارستان و خودکشی کشیده شد. از آنجا که انسان جاری است ودشمن او جهل و نادانی اوست در مورد یک مصرف کننده هم اوبا شناخت مواد مخدر و شهر وجودی و پیدا کردن بهترین راه برای درمان،میتواند بهترین قدم ها را بردارد. در این میان انسانی که انواع مواد را مصرف کرده چگونه انتظار دارد که پوچی را تجربه نکند.میدانیم مواد به علت عبور از سد خونی مغز،سیستم مغز را مختل کرده و افکار و اندیشه و اعمال با همراهی نفس اماره و شیطان دست به اعمال ضد ارزشی زده و در نهایت انسان به پوچ گرایی می رسد. با شروع سفر تدریجی میتوان نور را دید،الگوها را دید و دیگر پوچی جایش را به هستی داده و حتی بعد از درمان رسالتی را بر خود واجب می بینیم و آن کمک و هدایت به دیگر مصرف کنندگان است. با حضور و حرکت صحیح و داشتن نگرش و دیدگاه بالا میتوان پله های جهان بینی را پشت سر گذاشت و یک موضوع را از طریق جهان بینی به زوایای مختلفی بررسی و کاوش نمود.با حرکت درست میتوان ثابت کرد بیهودگی وجود خارجی نداشته و بدین نتیجه دست می یابیم که:همه مطلب در درون وبیرون ماست وگاهی اوقات درون ما (افکار واندیشه)بیرون ما را می سازد. نه تنها که هیچکدام از ما به هیچ نیستیم،بلکه با انتخاب راه درست و رسیدن به درجات والای انسانی می توانیم الگویی مناسب و سندی بدون نقص باشیم برای کسانیکه خود را هیچ میدانند. برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, ترک اعتیاد, شربت تریاک, تریاک, شیشه, کراک, هروئین, قرص, اکستازی, آمفتامینها, جلسه, مشروبات الکلی [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 22:32 ] [ حسین ]
بنام خالق هستی از زمانی که معنای واژه های پدر و مادر را آموختم ، کلمات شادی ، خنده و امنیت را هم پرمعنا یافتم. والدین من مثل دو پروانه شاد همیشه انرژی و گرمی را در خانه ما به ارمغان می آوردند. البته مثل تمام زندگی ها ، گهگاه ابرهای سیاهی بر بالای آسمان زندگیمان پدیدار می شد اما خیلی زود آن ابر سیاه می بارید و رنگین کمان دوباره نمایان می شد. سختی و دشواری بود اما گذرا و قابل تحمل . تا این که دو سال پیش نقش جدیدی بر کتاب زندگی ما کشیده شد. ما با واقعیتی روبرو شدیم که برایمان کاملا بیگانه بود. با چهره ای آشنا شدیم که هیچ شناختی از او نداشتیم. این چهره ، موجودی به نام «اعتیاد» بود. و زمانی که من حس کردم که در خانواده ای نفس می کشم که یکی از مهمترین پایه هایش ، برچسب «معتاد» را با خود به یدک می کشد، بغض و اندوهی عمیق و وصف ناشدنی بر گلویم نشست و از آن لحظه زندگی رنگ و زیبایی خود را از دست داد. این حس در مادر و برادر من هم وجود داشت. دیگر نه از آسمان آبی خبری بود و نه از ابر سیاه! نه رنگین کمانی بود و نه طراوات پرواز پروانه!! فقط آه و اشک و گریه بود که حرف اول و آخر را می زد... تا این که خداوند دری از درهای بهشت را به سوی ما باز کرد و با خواست او پدر با کنگره 60 آشنا شد و آرام آرام تحول و دگرگونی یا بهتر بگویم دگردیسی در خانواده ما آغاز شد. و به یمن این اتفاق مبارک آرام آرام طعم شیرین آرامش بار دیگر به سراغ ما آمد. اما با عمق بیشتر و فراتر از حد معمول. و حالا پدر من رها شده و... البته زندگی همچنان سختی های خاص خود را دارد اما این بار با نگاه متفاوت ما به زندگی و ایمان قوی تر ما به خداوند دیگر نه با تحمل بلکه با بردباری و صبر از کنار آنها می گذریم.(همسفر پرستو) «عشق الهی را حمد و ثنا می گویم که برایم راه حلی مقتدر و خردمندانه می یابد.»
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 1:0 ] [ حسن ]
بنام آن که هستی را بنا کرد
لژیون پنجشنبه مورخه 21 / 02 /91 با موضوع کتاب 60 درجه (کنترل نقاط حساس )تشکیل گردید که خلاصه ایی از آن را به نظر شما عزیزان میرسانم.
سخنان استاد: در جهت تکامل و درمان: نقاط حساس ،حساس تر می شوند و شکل دیگر به خود می گیرند ، این نقاط برای همه هست واین ما هستیم که باید با دانایی کسب کردن و آموزش دیدن و مشاوره گرفتن در جهت مقابله و عزت نفس حرکت کنیم. مصرف مواد مخدر در اوایل مثل درب باغ سبزی است که وقتی وارد باغ می شوی و با اولین دود به لذت آن پی می بری و با گذشت چند وقت: خیلی کم ، در واقع آن باغ سبز و زیبا با مصرف تکراری مواد تبدیل به باغ خرابی و ویرانی و خشک سالی می شود . مواد ابتدا لذت بخش است ، البته : با استفاده از نیروی درونی خود شخص ، هر کس به بهانه ای شروع به مصرف می کند وبا گذشت زمان، مصرف کننده قهار می شود ، نقطه ضعف یعنی همان نقاط حساس ، که برای هر کسی متفاوت است ،وهر مورد یا مسئله ای که از ما انرژی بگیرد به نوعی نقطه حساس محسوب می شود .بسیاری از انسانها در خود نقاط حساسی دارند ،که برای تکامل لازم است کنترل ویا از کار انداخته شوند. نه تنها مصرف کننده بلکه انسانهای سالم هم نقاط ضعف یا حساس دارند ، باید به نقاط ضعف آگاهی پیدا کرد و آنها را تقویت نمود . حتی در اینجا هم ممکن است از مشارکت کردن شخصی یا حتی نسبت به قیافه شخص دیگری حساس باشیم که باید روی این موضوع کارکنیم تا درستش کنیم . مصرف کننده چون از خماری می ترسد حاضر به رها کردن مواد نیست . در روشهای دیگر مواد قطع می شود . اما ؟ممکن است به کارهای ضدارزشی دیگر مثل افراط در مسائل جنسی یا پول در آوردن و یا .....دچار شویم که این مسائل موجب برگشت خوردن شخص می شود ، در این مرحله باید نیروها را شناخت و تقویت کرد و کنترل نمود ، باید نقاط قوت را تقویت و نقاط ضعف را از بین ببریم . مثلآ در روز اگر صد تا دروغ می گوئیم و حالمان هم بد می شود باید کنترل کنیم و این ضعف را به مرور از بین ببریم ما با آموزش های کنگره روی خود کار می کنیم که مجبور به عوض کردن زمین ، یا یار بازی نباشیم . ما قادر هستیم خود را تغییربدهیم ولی دیگران را نمی توانیم مگر با رفتار صحیح خود . طلا هم که به صورت سنگ در کوه و معدن هست ، اول استخراج می شود و حرارت میبیند و سختی ها را تحمل می کند تا به طلای خالص تبدیل می شود . پس باید ما هم به قولی فلزمان را عوض کنیم . اگر در طول سفر زور بزنیم و بخواهیم به چیزی برسیم درست نخواهیم شد ، اما با تفکروصبر این کار امکان پذیر است. تحمل سختی باعث می شود ناخالصیها از ما جدا شود و تبدیل به انسانی وارسته شویم . در مقابل تغییرات انسانها از خود مقاومت نشان می دهند ، اما ؟ اگر مبداء و مقصد یا به عبارتی هدف والا و با ارزش باشد انسان سختی ها را تحمل می کند . یک مصرف کننده با تکرار مصرف و فرو رفتن در جهل و تاریکی همه نوع مواد را مصرف و مانند یک زنباره ، عجوزه را زیبا و جوان می بیند .ولی در کنگره می توانیم با سعی و تلاش و آموزش گرفتن و کاربردی کردن آنها زیبایی واقعی را دید و حس کرد. برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, ترک اعتیاد, شربت تریاک, تریاک, شیشه, کراک, هروئین, قرص, اکستازی, آمفتامینها, جلسه, مشروبات الکلی [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 20:30 ] [ محمد ]
![]() اجتماع > آسیبها - همشهری آنلاین: یک کارشناس اعتیاد با اعلام افزایش مصرف تزریقی ماده مخدر شیشه، گفت: این امر خطر بروز رفتارهای پرخطر از جمله انجام سکسهای دسته جمعی، ناایمن و بدون مراقبت و انتقال HIV و دیگر بیماریهای عفونی را افزایش میدهد. دکتر روانپژوه در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به راههای مختلف مصرف آمفتامینها از جمله شیشه اظهار کرد: مصرف از طریق استنشاق، چشیدن، تدخین، خوردن و تزریق در حال حاضر در کشور رواج دارد و این شیوهها هر کدام زمان بروز و طول اثر متفاوتی دارند. وی افزود: تزریق آمفتامینها از الگوی مصرف مواد مخدر بینگ به معنای مصرف افسارگسیخته مواد مخدر پیروی میکند و بدین ترتیب شیشه پس از ورود به بدن به سرعت بر روی دستگاه عصبی مرکزی اثر میگذارد اما این اثر کوتاه مدت است و باید گفت استنشاق و تدخین اثر بلندتری دارند. این روان پزشک در ادامه با هشدار نسبت به افزایش مصرف خوراکی شیشه عنوان کرد: این نوع مصرف با تاخیر بیشتری اثر میگذارد و نیاز به مصرف مقدار بیشتری ماده مخدر دارد و باید گفت این اثر دوام طولانیتری دارد. این کارشناس اعتیاد در ادامه با اشاره به اثرات مختلف کوتاهمدت و بلندمدت شیشه و دیگر مواد محرک بر جسم و روان افراد اظهار کرد: شیشه، یخ، اکستیسی و غیره از جمله مواد محرکی هستند که در خانواده آمفتامینها و متافتامینها جای میگیرند. این مواد از نظر نوع اثر با مواد مخدر سنتی متفاوتند و بر روی دستگاه عصبی مرکزی اثر میگذارند. روان پژوه افزود: آمفتامینها به محض ورود به بدن بر دستگاه عصبی مرکزی اثر میگذارند و سبب ترشح مواد انتقال دهنده پیام عصبی از جمله دوپامین، سرتونین، نورآدرنالین میشوند و بدین ترتیب بر دستگاه عصبی مرکزی اثر میگذارند. وی در ادامه عنوان کرد: از این میان محرکها و آمفتامینها عمدتا بر روی ترشح دوپامین در بدن اثر میگذارند و دوپامین انتقال دهندهای است که باعث ایجاد احساس لذت در بدن میشود و در هنگام انجام رفتارهایی نظیر خوردن، رابطه جنسی و کلیه رفتارهای لذت جویانه ترشح میشود و این رفتارها را هدایت میکند و با مصرف محرکها فرد احساس لذت فراوانی میکند. این روانپزشک در ادامه عنوان کرد: از دیگر تاثیرات مصرف این مواد باید به بالا رفتن ضربان قلب، بیقراری و هیجان زیاد، افزایش فشار خون، تمایل به پرحرفی، تهوع و استفراغ، بروز احساس اضطراب اشاره کرد ضمن اینکه تاکید به این عوامل به اضافه افزایش درجه حرارت بدن میتواند منجر به بروز تشنج و دیگر تظاهرات خطرناک در فرد مصرف کننده شود. روان پژوه ادامه داد: مطالعات نشان داده که استفاده از این مواد باعث بروز احساس لذت فراوان در کوتاه مدت میشود اما در بلند مدت روی شناخت و قضاوت فرد اثر میگذارد و برداشت او از واقعیت و ادراکش از محیط را دچار تغییر میکند و افراد به تظاهراتی مانند توهم دچار میشوند. این کارشناس اعتیاد همچنین اظهار کرد: تکرار مصرف آمفتامینها منجر به بروز اعتیاد وابستگی به این مواد میشود و در دراز مدت سبب اختلالات خلقی، افسردگی، بروز اضطراب، پرخاشگری، آشفتگی ذهنی، توهمات شنوایی و جسمی و انواعی از اختلالات روانپریشی میشود و حافظه و تفکر فرد را مختل میکند و این افراد رفتارهای آسیبزا و ناگواری را بروز میدهند. وی افزود: از اثرات جسمی بلندمدت مصرف این مواد، افزایش فشار خون، بروز اختلال در رگهای قلبی و عروقی، فراهم شدن زمینه بروز سکتههای قلبی و مغزی، تشنج، اختلالات خواب و غیره است و زندگی را برای افراد بسیار مشکل میکند. این روانپزشک در ادامه با بیان اینکه از دیگر اثرات مصرف ماده محرک شیشه کاهش اشتهاست عنوان کرد: این امر زمینه بروز سوء مصرف بیشتر این مواد را در بین جوانان افزایش داده است و ضمن اینکه تعدادی از دانشجویان نیز به خاطر افزایش مدت تمرکز اقدام به استفاده از این مواد میکنند و لازم است در زمینه عوارض محرکها آگاهیرسانی شود تا دیگر شاهد مصرف ناآگاهانه این مواد نباشیم. وی در پایان گفت: برخی نیز با انگیزه لذتجویی و افزایش کارکرد میل جنسی این مواد را مصرف میکنند و این امر خطر ابتلای این افراد را به HIV، ایدز، هپاتیت و دیگر بیماریهای عفونی افزایش میدهد.
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 15:15 ] [ حسن ]
به نام خدا امروز يكشنبه 91/2/17 بحث لژيون در مورد صورت مسئله اعتياد و راهكارهاي آن بود كه خلاصه اي از سخنان را به نظر شما مي رسانم .
استاد: در مورد مواد مخدر واعتیاد همانطور كه مواد مخدر انواع مختلف دارد به همان اندازه روشهاي ترك گوناگونی هم وجود دارد ، بسياري از پزشكان براي ترك از داروهاي روانگردان استفاده می کنند كه آن داروها خود موجب بروز اعتياد ديگري شده است . عده اي از پزشكان در زمينه خاصي از علم پزشكي تجربه و تخصص دارند ، اما پزشكي نبوده كه يك واحد در مورد مواد مخدر گذرانده باشد . بسياري از كمپ ها و كلينيكها بوجود آمد براي ترك اعتياد مثل شلاق درماني ، آب درماني و غيره ... اما براي اولين بار كنگره 60 اعتياد را به سه مؤلفه جسم ، روان و جهانبيني تقسيم كرد . جهانبيني هم يعني نوع نگاه ما به خود و جهان اطراف خود و آنكه ما در چه جايگاهي هستيم . نه اینکه دنبال چیزهای بزرگ یا رسیدن به ماه و کره مریخ باشیم بلکه باید به درون خود بنگریم و سعیمان بر این باشد که نگاهمان تغییر کند.در روشهای دیگربعضی ها فقط تا حدودی به مسئله جسم می پردازند وبعضی دیگر می گویند اعتیاد یک بیماری روانی است اما برای اولین بار در کنگره 60 صورت مسأله اعتیاد طرح و باز شد، که در این قسمت مشخص گردید جسم وروان مکمل یکدیگرند ویک مصرف کننده باید هم جسم و هم روان را با هم به در مان برساند .چرا ؟ چون بسياري از معتادان بودند كه با استفاده از داروهاي روانگردان و ديگر داروها اقدام به ترك نمودند كه متاسفانه يا به متادون روي آوردند و يا چند مصرفه شدند كه این مسئله خود تخريبهاي بيشتري را به همراه دارد و موجب شوک می شود.حال با مثال زیبایی که کنگره بیان می کند : جسم را به شهری تشبیه کرده که دراین شهر يك سیستم دقیق وحساب شده ای وجود دارد كه مواد شبه افيوني را مي سازد واین مواد را به تمام سایر قسمتهای شهر هم می فرستد ویک فرد مصرف کننده با مصرف مواد باعث ورود مواد خارجي به این كارخانه می شود ودر کارش اختلال ایجاد می نماید وآن را از کار می اندازد و اینجاست که مواد خارجی جایگزین مواد داخلی بدن می شوند . سیستم هم می بیند دیگر نیازی به سختی نیست کم کم از کار می افتد .حال ما برای اينکه كارخانه را فعال كنيم با كم كردن تدريجي مواد اين كارخانه دوباره فعال می شود ودیگر نیازی به مواد خارجی نیست.باید بدانیم، سيستم ضد درد و سيستم شبه افيوني بدن لازم بوده كه خداوند در وجود ما قرار داده است واینها باعث می شوند که شدت درد و خواب و بيداري و غريزه در ما کنترل گردد و با ورود مواد خارجي اين مكانيزم دچار اختلال مي شود و بايد با راه و روش درست آنرا به چرخه برگرداند در همين حال كه يازده ماه وقت لازم است تا جسم و روان به تعادل برسد بايد بر روي جهان بيني هم كار شود .جسم تا زنده است خود را ترميم مي كند و سلولها باز سازي مي شوند. نقطه كور در درمان اعتياد ،روان و جهانبيني فرد مصرف كننده است شاید داروها در كوتاه مدت آرام بخش باشند اما در دراز مدت عوارض نا مناسبي دارند كه خود باعث اعتياد به آن دارو مي شود . درصورت مسأله اعتیاد معتادان به سه دسته تقسیم می شوند : 1_نامزد اعتياد 2_معتادان مصرف كننده خردسند 3_معتادان خواهان رهايي مهمترين اصل آموزش و مهار و سپس درمان است كه در دسته اول آموزش و مهار بهترين روش است چون تفنني و تفريحي مصرف مي كنند . در دسته دوم كاري از دست كسي بر نمي آيد زيرا از كرده خود لذت مي برند . دسته سوم کسانی هستند که از اعتیاد در رنج وعذاب هستند وتلاش زیادی هم برای جدایی از مواد کرده اند اما نتوانستند رها شوند ودر سیستم کنگره هم ما فقط می توانیم به این افراد کمک کنیم تا بابرنامه حساب شده ودقیق درمدت 11ماه به درمان برسند. برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, ترک اعتیاد, شربت تریاک, تریاک, شیشه, کراک, هروئین, قرص, اکستازی, آمفتامینها, جلسه, مشروبات الکلی [ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:43 ] [ ناصر ]
بنام خدا وند جان وخرد آغازحيات ساختن است وتاساختن ادامه داردحيات هم ادامه دارد هر دم ازين باغ بري ميرسد تازه تر از تازه تري مي رسد
محمود جان رسیدن به سفر دوم گوارای وجودت واما........!!! آقا محمود يكي از كساني بود كه براي رهايي از دام اعتياد به سمنان نقل مكان كرد چون نتيجه كار را در كنگره مي ديد و بس!
با توجه به شرایط وسن وسال درمانش راشروع نمودوصبر واستقامت راپیشه کرد وهمواره گوش بفرمان بود تا سفر اول تمام شد. پس براي سفر در كنگره ورسیدن به درمان، نه سن و نه سواد و ... مطرح است! بلكه آنچه مهم است خواست قوي مي باشد كه آقا محمود داشت وبه لطف خدا نتيجه هم گرفت و در روز چهار شنبه مورخه 2/13/ 91 گل رهايي خود را از دستان پر مهر جناب آقاي مهندس دژاكام در يافت نمود و رسما وارد سفر دوم شد. اين رهايي راابتدا به راهنمای عزیزمان جناب آقاي داوود عرب
و همچنین به محمود عزیزوهمسفرشان وراهنمای همسفرشان وداداش لژيوني هاي خودم و به تمام مسافران و همسفران شعبه سمنان تبريك عرض مينمايم.
برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, ترک اعتیاد, شربت تریاک, تریاک, شیشه, کراک, هروئین, قرص, اکستازی, آمفتامینها, جلسه, مشروبات الکلی ادامه مطلب [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:37 ] [ ناصر ]
به نام خدا کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 شعبه سمنان روز سه شنبه مورخ (91/2/12)مراسم باشکوهی را برگزار کردند به پاس قدر دانی از راهنمایان عزیز این مراسم با استادی آقای علی جلالی و حضور گرم آقای حسن بابائی وآقای مجتبی دهقانی برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را سپاس می گویم که به من این فرصت را داد تا در این جایگاه خدمت کنم. دو سال قبل در آکادمی جلسه ای برای تجلیل از راهنما برگزار شد که آقای مهندس دژاکام فرمودند : هیچ کدام از شماها ( کمک راهنماها و راهنماها ) به کاری که انجام می دهید آگاه نیستید در این چند سالی که من در کنگره هستم خیلی زیاد به این مسئله فکر کردم که چه چیزی باعث می شد ، وقتی صحبت از امتحان کمک راهنمایی می آید این همه حاضر می شوند شرکت کنند تا در آینده بتوانند یک فرد را به رهایی برسانند و خدمت گزار باشند .هنوز نتوانسته ام جوابی برایش پیدا کنم و نمی دانم چه چیزی باعث شد که من به کنگره بیایم و به رهایی برسم و بدنبال کمک راهنمایی بروم و بعدش هم راهنما شوم.چند وقت قبل به آقای مهندس گفتم که هیچ لذتی بالاتر از این نیست که شما روز چهار شنبه گل رهایی یک رهجو را به راهنمایش می دهید .همیشه یک مورد برایم خیلی سخت و آزار دهنده در زندگی روز مره ام بوده و اون اینه که یک رهجو سفرش را خراب کنه .جایگاه راهنما ، جایگاه بسیار ، بسیار بالایی است چون شخص باید به مرتبه ای رسیده باشد که اذن آن صادر شده باشد و مطمئنا ً پشت این قضیه فاکتورهای دیگری وجود دارد .آرزو می کنم که همه بچه ها به این جایگاه برسند و آن را تجربه کنند و همه بچه هایی که در این جایگاه هستند بتواند خالصانه خدمت کنند .شاید به ظاهر فکر کنم که یک فردی را به رهایی رسانده ام ولی پشت ماجرا و در صور پنهان چه اتفاقی می افتد من نمی دانم و این پرونده چقدر ادامه دار بوده که به یک رهجو رسیده تا رها شود و به زندگی برگردد .مطمئناً این سعادتی است که نصیب هر کسی نمی شود و همانطور که هر مصرف کننده ای سعادت حضور در کنگره را پیدا نمی کند تا بتواند اعتیادش را درمان کند .در روز شاید هزاران مصرف کننده از جلوی درب کنگره می گذرند ولی حتی ممکن است سرشان را بالا نکنند تا تابلوی کنگره را ببینند و داخل شوند و در مسیر درمان قرار بگیرند . یکسری افراد خاص هستند که در کنگره می مانند و تلاش می کنند تا به رهایی برسند .این روز را به همه راهنماها و کمک راهنماهای کنگره 60 تبریک می گویم و انشاء الله این سعادت تجربه جایگاه کمک راهنمایی و راهنمایی نصیب همه شما شود . اما در مورد شعبه سمنان ، پنج
سال پيش بود كه اوائل راه اندازي اينجا با آقاي هنربخش مي آمديم سمنان و مي
رفتيم آن زمان مكان ثابتي نداشتيم و در هيئت ها و امامزاده ها جلسات را با
تعداد كمي برگزار مي كرديم . كم كم بچه ها آمدند آقاي حافظي خانم منصوري و
خدا رو شكر به اين سطح رسيده . مجتبي و حسن عزيز هم امروز كه داشتيم مي
آمديم سمنان مي گفتند حتي چاله ها و دست انداز هاي راه را هم ياد دارند بس
كه اين مسير را رفته اند . بهشون خدا قوت ميگم و براشون در جايگاه ها ديگر
ارزوي موفقيت دارم .
خلاصه سخنان آقای بابائی: در
ابتدای سخنانم جا دارد که این روز قشنگ را به تمامی راهنمایان کنگره 60
تبریک عرض کنم.به راهنمای خودم جناب آقای علی جلالی هم تبریک ویژه ای میگم
چرا که واقعا هر چه دارم از زحمات ایشون هست. چهار سال پيش يك روز آقاي
هنربخش به من گفتند كه: حاضري بروي و در شعبه سمنان خدمت كني ؟ من قبول
كردم و از قضا منرا با فردي همراه گذاشتند كه دقيقآ بر عكس من و خصوصيات من
بود . من چند ماه بيشتر رهايي نداشتم اما مجتبي عزيز يك سال رهايي داشت .
من آدم پرسروصدايي بودم اما مجتبي خيلي آروم بود . ازش تشكر ميكنم چون مثل
برادر در كنارم بود اما مثل معلم به من درس مي داد وقتی فکر میکنم میبینم واقعا این لطف خدا بود که به همراه آقا مجتبی به نمایندگی سمنان بیام برای خدمت کردن،البته در اوایل کار کمی سخت بود، ولی همانطور که نیروهای بازدارنده تلاش میکردند که ما رو از حرکت باز دارن، در مقابل نیروی عشقی که در ما بود باعث میشد که از سد تمامی مشکلات بگذریم. در پایان از بچه های سمنان تشکر میکنم که این جشن رو برگزار کردند.
خلاصه سخنان آقای مجتبی دهقانی: من هم خوشحالم که در جمع دوستان کنگره ای قرار دارم این روز قشنگ رو به تمامی راهنمایان کنگره60 به راهنمای خوب خودم آقای علی جلالی تبریک عرض میکنم.من در کنگره چیزی جز محبت ندیدم و این محبت باعث میشد که با عشق خدمت کنیم. اي كاش وقت زيادي داشتم تا مي
توانستم بيشتر از حرف دلم بگم اگر اين مسير را آمديم و رفتيم فقط آموزش
گرفتيم . در تمام اين مدت ما از سمنان و اعضايش آموزش هاي زيادي را فرا
گرفتيم از حسن عزيز ممنونم كه در اين مدت همراه من بود در تمام اين مدت و
من خيلي از او آموزش گرفتم من هم از تمامی بچه های کنگره 60 نمایندگی سمنان تشکر میکنم
بعد از اتمام جلسه و مراسم قدردانی از راهنمایان محترم شعبه سمنان ، جناب آقای داوود عرب به پاس قدردانی از زحمات راهنمای خوبش آقای حسن بابایی لژیون را در اختیار ایشان قرارداد که بچه های لژیون بسیار خوشحال شدند و در مورد موضوع جایگاه راهنما و وظایف رهجو صحبت کردند و در آخراعضای لژیون از جناب آقای حسن بابایی و راهنمای خوبمان قدر دانی کردند
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:37 ] [ حسن ]
درود و سپاس به خالق هستی و تمام انسانهاي پاك سرشتي كه وجود خويش را در مسیر تعالی انسانها وقف نموده تا چراغ هدایتی باشند برای جویندگان راه.
![]() هفته راهنما و روز معلم را به شما تبریک عرض مینماییم و از زحمات شما سپاسگزاریم ((از طرف بچه های لژیون))
به دریا رفته میداند ، مصیبتهای طوفان را
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:56 ] [ حسن ]
به نام محبت لژيون روزیکشنبه مورخه90/2/10باموضوع (رب ومربی) برگزار گرديدكه خلاصه اي از سخنان راتقدیم شما عزیزان می نمایم.
سخنان استاد: این دستور جلسه به مسافر کمک می کند تا بیشتر به درجه مربی و راهنما توجه کند و موقعیت خود و مربی را درک کند .رابطه استاد و شاگرد را مثل رابطه پدر با فرزند است.و می دانیم هیچ پدری نیست که فرزندش را دوست نداشته باشد . اگر قرار است خداوند را دوست بداریم باید مخلوق او را دوست داشته باشیم ، در قرآن مجید آمده که انسان نسبت به رب خود لکنوت و لکفور است در این جهان هم انسان نسبت به مربی و رب دنیایی خود هم گاهی اوقات از طریق القاعات شیطان لکنود و ناسپاس می شود یک زمان مسافر فعلی و مصرف کننده قبلی از ساقی خود به دلیل جنس خوب و وزن دقیق سپاسگزار بود و تشکر می کرد ، یک زمانی آرزو داشتیم یک روز بدون مواد زندگی کنیم ،وحال در کنگره به آن رسیده یا می رسیم وبرای این رسیدن باید یک راه بلد را انتخاب کنیم . در کنگره تمام راهنمایان و کمک راهنمایان یک هدف را دنبال می کنند فقط نامها و قیافه ها متفاوت می باشد ، جایگاه همه آنها یکسان وقابل احترام می باشد. در تمام مراحل اجتماع هم کسانی که آموزش خوب گرفته اند خدمت خوب انجام می دهند مثل شاگرد نجار ، آهنگر ، آشپز و ...... آیاما هم از آموزشهایی که توسط راهنما واستادخود گرفته ایم قدر دانی کرده ایم ؟تا به حال برای سپاس از راهنما چه کرده ایم ، مطمئنآ راهنما توقع مالی ندارد .زیرا کار او خود، نشانه ایثار و بریدن از مادیات است . چه کسی ما را از جهل به دانایی و از تاریکی به روشنایی هدایت می کند . چه هدیه یا پاداشی می تواند در مقابل زحمت و ارزش راهنما سزاوارش باشد!فقط وفقط !!! فرمانبرداری رهجو!! یعنی ،آن چیزی برای راهنما با ارزش است که مسافر رهجوی خوبی باشد ، خواستار و خواهان آموزش باشد ، بیداروهوشیار باشد ، بازیگر باشد وجایگاه رهجویی را درک کرده باشد.پس خواست قوی یک رهجو برای درمان و خواهان آموزش بودن و اجرای آموزشهای گرفته در زندگی و مسیر سفر زیباترین هدیه برای راهنما است .انسان باید با تمام وجود جستجوگر باشد ، همان طور که در زمان خماری دوران مصرف به هر راه و با هر طریق پول مواد و فروشنده را می یافت ، اکنون به دنبال کسب دانایی و آگاهی باشد . یک راهنما در جمع بودن و گوش دادن به مشارکتها را جذب و درک کرده و آموزش گرفته ،اگر به رهجو تاکید می کند بدلیل نتیجه گرفتن خود اوست ، اگر رهجو گوش به فرمان باشد از تاریکی و زیر دست شیطان درون و بیرون بودن رها می گردد . راهنما خود می گوید که از من بت نسازید من هم مثل دیگران انسان هستم و روی خودم هنوز کار می کنم و آموزش های خودم را کاملتر می کنم و این بزرگترین آموزش به رهجو است . یک راهنما شاید کنار انبیاء نتواند خود را قرار دهد اما پیرو راه آنان که هدایت انسانها است می باشد . انسان اگر خود بخواهد و تلاش بکند کنگره 60 ، راهنما ، مرزبان و دیگران وسایلی خواهند بود برای هدایت و رهایی از نفس اماره و شیطان و خلاصی از اعماق تاریکی اعتیاد و ضد ارزش های دیگر که دامن گیر ما شده است . همه ما رسالت و وظیفه ای به عهده داریم ، وظیفه هر شخصی در کنگره ، اول رها شدن و گرفتن آموزش و کاربردی کردن آنها وتغییر تفکر و اندیشه و سپس انتقال این یافته ها به دیگرانی که درگیرطوفان اعتیادندو محتاج راهنمایی . برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, ترک اعتیاد, شربت تریاک, تریاک, شیشه, کراک, هروئین, قرص, اکستازی, آمفتامینها, جلسه, مشروبات الکلی [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:28 ] [ محمد ]
بنام خالق هستی
سال اول مصرفم بود که برای نشستن و مصرف مواد به منزل یکی از دوستانم میرفتم ، یک روز که به منزلش مراجعه کردم دیدم مهمان دارد و گفت همه مصرف کننده اند موردی نداره بیا داخل . چند دقیقه ایی که نشستیم ، مرد جوانی به اتفاق همسرش وارد اتاق شدند و بعد از معرفی فهمیدم که ساکن یکی از شهرهای شرقی کشورمان و برادر و زن برادر دوستم هستند و آنها هم مشغول کشیدن مواد شدند. نیم ساعتی نشسته بودیم که صدای گریه بچه داشت اعصابم رو بهم میریخت ، برادر دوستم به همسرش گفت برو بچه رو بیار گناه داره ، اصلا اون لحظه متوجه منظورش نشدم و شاید فکرش رو هم نمیکردم که علت آوردن بچه چیه.!!خانمش رفت و پسر یکسال و نیمه اشان را آورد ، دیدم زن و شوهر دود که میگیرند موقع بازدم ، میدهند روی صورت فرزندشان و در آخر چند دود را مثل تنفس مصنوعی به دهانش دادند. خیلی تعجب کردم وگفتم جاییش درد میکنه؟من شنیده بودم که دود تریاک روبراخواب کردن و یا گوش درد بچه بطرفش فوت میکنند ولی این که کراک هست ، چرا ؟ در جواب گفتند بخاطر یک اشتباه ما مجبور شدیم چهار ماه بریم سوریه ( منظورشان زندان بود) و بچه یازده ماهه خودمان رو فرستادیم روستا پیش پدر و مادرمون ، بخاطر اینکه زیاد گریه نکنه و شب بزاره بخوابند آخر شب به اندازه نصف ارزن به بچه تریاک میدادند ولی کم کم زیادتر شد . بعد از آمدنمان متوجه قضیه شدیم و چون ما مصرف تریاک نداشتیم بعد از اینکه دود میگیریم چند دود رو هم بطرفش میفرستیم تا بوخوری شه. صبح روز بعد هم رفتم منزل دوستم صحنه عجیبی دیدم باورم نمیشد اون پسر بچه مثل افراد خمار خمیازه میکشید و اشک از چشماش میومد گفتم چرا اینجوری شده ، دوستم گفت مواد پیدا نکردیم و خمار شده .!دقیقا یادمه گفتم گناه داره ، یه کاریش کنید و ببریدش دکتر تا دیر نشده و ترکش بدید. الان که فکر میکنم و اون روز رو یادم میاد میبینم اون موقع چقدر راحت از اون معضل بزرگ عبور کردم ولی حالا فکرش رو هم میکنم واقعا متاثر میشم و بهم میریزم ، چرا باید یک بچه یکسال و نیمه به خاطر نادانی و ندانم کاری مادر و پدرش درگیر اعتیاد شده باشد ، مثل این بچه چند هزار تا توی کشورمان هستند؟ واقعا این بجه خودش راهش رو انتخاب کرده و اصلا الان زنده هست و ..... مسافر حسن ، آنتی ایکس کراک ، شیشه راهنمای عزیزم : آقای داوود عرب رهایی : 64 روز برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, ترک اعتیاد, شربت تریاک, تریاک, شیشه, کراک, هروئین, قرص, اکستازی, آمفتامینها, جلسه, مشروبات الکلی [ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:8 ] [ حسن ]
بنام خالق هستی لژیون پنجشنبه مورخه 07 / 02 / 1391 با موضوع (بخش آخر از وادی اول ، تفکر ) برگزار گرديدكه خلاصه اي از مشاركت را به نظر شماعزيزان مي رسانم.
احمد : در دو بخش قبلی وادی اول (تفکر) فهمییدیم که ذهن ما مانندصفحه سفید نقاشی است و با تفکر صحیح و منطقی میتوانیم تصویری زیبا خلق کنیم که هم خود و هم دیگران از دیدن آن لذت ببرند و اولین قدم یک فکر است . قرار شد ببینیم آیا میخواهیم فکر کنیم ، آیا بلد هستیم چگونه فکر کنیم و به چه چیزهایی نباید فکر کنیم و بعد از آنکه تفکر درست را یاد گرفتیم قرار شد یک نقشه حساب شده و دقیق طراحی کنیم که فقط اراده تنها را در درمان دخیل ندانیم و موارد روان و جهانبینی را هم در نظر بگیریم . در این مرحله که اساسی ترین مرحله میباشد ، به واژه خلقت میرسیم که در تعریف داریم ، خلقت سازمان و تشکیلاتی است که همه چیز عالم در آن با نهایت دقت و برنامه ریزی شده و هر لحظه کنترل میشود و یک نیروی مطلق و مافوق بر آن نظارت دارد. اگر ما مقام انسانی خود آشنا شده باشیم و در راه رسیدن به ارزشها قدم برداریم در همین جهت نیرو ها و نیروی مافوق به ما یاری میرسانند و اگر در جهت ضد ارزشها و فسق و فجور حرکت کنیم باز هم نیروها در همان جهت به طور خودکار به ما کمک خواهند رساند. ممکن است بعضی ها به این نیروی مافوق ایمان و اعتقاد نداشته باشند و شاید سالها طول بکشد تا این نیرو را بشناسند و درکش کنند. ولی کسی که این نیرو را درک کرده در زندگی روزمره اش مطمئنا رد پای مدد و یاری آن نیرو را حس کرده و سبب قدمهای محکمتر و با ارزشتر خواهد شد. این نیرو همانند تکیه گاهی مناسب و قابل اطمینان در همه حال و همه جا در کنارش خواهند بود.این نیرو بصورت خودکار ، کارش را انجام میدهد و برایش مذهب ، رنگ ، زبان و نژاد فرقی ندارد فقط پاکترین انسانها به آن نیرو نزدیکترند و تنها عاملی که فرق بین خواستن و نخواستن ما را نشان میدهد این است که آن حس را به صورت قوت قلب مانند یک منبع انرژی همراه با ضربانهای قلب خود احساس کنیم که این احساس قلبی یعنی همان تکیه گاهی که همه انسانها در هر زمان به آن سخت نیاز دارند. برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, ترک اعتیاد, شربت تریاک, تریاک, شیشه, کراک, هروئین, قرص, اکستازی, آمفتامینها, جلسه, مشروبات الکلی [ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:45 ] [ حسن ]
بنام محبت مسابقه پدرو دختر..!! دقیقاً یک هفته پیش ساعت 2 بعدازظهر بود که من رفتم به دبیرستان دخترم ( قلب بابا ) تا او رو به خونه بیارم وقتی به خونه رسیدیم من ماشین رو در پارکینک ، مثل همیشه خاموش کردم و دست پر محبت دخترم را در دستم گرفتم تا ازراه پله ها با هم بریم بالا و به طبقه آخر که خونمون هست برسیم در این موقع دخترم با یک لحن خیلی زیبا گفتش که باباجان : بیا با هم پله ها رو مسابقه بدهیم وقراربر این شد که ببینیم کی زودتر به طبقه پنجم می رسه و زنگ درب ورودی خونه رو به صدا در میاره . از آنجایی که حس کردم دخترم با این حرکات می خواهد تعادل پدرش رو ببینه و احساس غرور میکرد .من هم به خاطر اینکه دل دخترم رو شاد کنم قبول کردم .فرخنده، که اسم عزیز بابا هستش، شروع کرد به شمارش کردن بابا آماده باش ، چشم بابا من حاضرم ، 1 ، 2 ، 3 من هم چون شادی را در چشمان فرخنده دیدم همه نیروی بدن را یک جا جمع کردم و با تمام سرعت از پله اول شروع کردم به دویدن پله ها ، وقتی که به طبقه اول رسیدم یک لحظه منو جو گرفت و تا طبقه پنجم همه پله ها رو سه تا و چهارتا پریدم وپله ها خیلی راحت طی میشد و از آن تایمی که در نظر داشتیم خیلی هم زودتر رسیدم من با این حرکات یک لحظه دل دخترم فرخنده را شاد کردم .اما!!! شب شدو من مثل همه شبها ساعت 10 رفتم خوابیدم و در عالم خواب احساس کردم که یک نفر داره پای راست منو تکان میده ، در حین خواب بودم فکر کردم صبح شده، حتماً خانمم داره بیدارم میکنه تا بچه ها رو به دبیرستان برسانم ولی پرش پا آنقدر شدید بود که می خواستم مثل اوایل مصرف مواد، داد بزنم وقتی بیدار شدم دیدم که همه خوابیدن و دقیقآ ساعت 4 صبح است کلید برق را زدم تا اتاق روشن شود، چنان دردی داشتم که همه خماری دوران تخریبم به یادم آمد همه استخوانهای انگشتان پاها و سیم کشی عضلاتم چنان فشاری به من وارد کرده بود که مجبور شدم همسفرم را بیدارکنم، وقتی همسفرم به من نگاه کرد خیلی ناراحت شد.و سریع گفت : نکنه یادت رفته باشه و دیشب جیره تونخورده باشی، در جواب گفتم. نه، از جیره نیست خود آقا مهندس هم روی همین پله پاهایش شروع کرده بود به درد کردن و وقتی دقیقاً به پاهایم توجه کردم دیدم که اول پای راست و بعد هم پای چپ من هر 30 ثانیه یک بار به طرف بالا شروع میکرد به پرش کردن ، از شدت درد دیگه نتونستم بخوابم، فکرهای عجیب و غریب درمغز و ذهن من می چرخیدند که به کتاب 60 درجه نگاهی انداختم تا ببینم دراین پله ودرچنین شرایطی، جناب مهندس چه کارهایی رو انجام دادند، وشروع کردم به خواندن کتاب تا رسیدم به آنجایی که آقای مهندس فرموده اند تا 15 روز زانوی پای راست و تا 15 روز دیگرکف پای چپشان می سوخته و وز وز میکرده این کمی مرا هم آرام کرد.وبعد بلند شدم و نمازصبح رو خوندم تا اینکه هوا روشن شد و بعدش هم بچه ها رو مثل هر روز به دبیرستان رسوندم بعد هم برگشتم خونه و جیره خودمو با یک لیوان چایی نبات نوش جان کردم و حالم کمی بهتر شد تا اینکه غروب به شعبه رفتم و داستان شب گذشته رو در لژیون برای همه بازگو کردم اولین چیزی که راهنمایم فرمودند:.......لطفا به ادامه مطلب بروید!
برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, ترک اعتیاد, شربت تریاک, تریاک, شیشه, کراک, هروئین, قرص, اکستازی, آمفتامینها, جلسه, مشروبات الکلی ادامه مطلب [ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 12:12 ] [ محمد ]
به نام محبت لژيون روزیکشنبه مورخه90/2/3باموضوع (یافتن وبافتن) برگزار گرديدكه خلاصه اي از مشاركت را به نظر شماعزيزان مي رسانم.
سخنان استاد:
در اینجا منظور ازیافتن وبافتن این است که از یافته ها و آموخته هایمان چه چیزی یافته ایم ویا بدست آورده ایم ، در واقع همان جوینده ، یابنده است را به ما می فهماند. مثالی به عنوان: حکما را در این سی دی آورده که با این مثال خواسته طیف متفاوت و درجات مختلف حکمت را بیان کند. همه انسانها پنج حس ظاهر را دارند و حس های دیگر درصورپنهان را هم دارند . اما باید با آن آشنا شوند،مثل حس ذوقی ویا حس حکمت مکاشفه و شهود ، اگر ما فقط شنونده باشیم در خیلی از حرفها چیزی دستگیرمان نمی شود ، شاید علت آن است ، که خودمان جوینده نبوده ایم . مسلمآ چیزهایی است ، که مثل هزار نکته باریکتر از مو ، وجود دارند ،ولی ما در حد و اندازه خودمان ، باید درک مطلب را داشته باشیم و با ارتباط بر قرار کردن از طریق حس ها آن مطلب را بتوانیم حس کنیم مثل راهنمایان کنگره 60 که رهجو را بهتر از خودش می شناسند ، چون تزکیه ، تصفیه و پالایش را از خودشان آغاز کرده اند و دانایی تاثیر گذار( موثر) را بدست آورده اند وحال یافته های خود را انتقال می دهند. یک مسافر در سفر اول با کم کردن پله ها حس های بسته شده اش باز می شوند و خودش متوجه تغییرات درونی خود می شود .ودر مشاوره اول سفرش با حس درونیش راهنمای خودش را انتخاب می کند و در آینده هم به حس خود اطمینان و اعتماد بیشتری پیدا می کند ، می شود گفت حس یا حکمت ذوقی است و راهنمایی که از بالا مسائل درون لژیون را می بیند حکمت ذوقی رابه حکمت مکاشفه و شهود رسانده است و این حکمت را که آموخته به رهجوی خود منتقل می کند . مسافری که رها شده دیگر فکر نمی کندرها شده ،بلکه واقعا رها شده چون یافته های خود را یافته! انسان مثل استخر آبی می ماند که ورودی و خروجی دارد،اگر ورودی او،آت آشغال باشد استخر درونی او آلوده می شودوطبیعتا خروجیی هم که بیرون می دهد آلوده است .اما اگر ورودی او تمیزی و خوبی باشد خروجی او هم پاک می شود. ما با سفر درست ، در زندگی می فهمیم در هر مرحله ای که قرار داریم نقطه ای است برای رسیدن به نقاط بعدی ، نقطه ی شروع درمان اعتیاد سر آغاز رسیدن به رهایی است ، پس نقطه اولیه مهم است و درادامه راه به مطالبی دسترسی پیدا می کنیم پس باید از فرصتها استفاده کرد ، کار کنگره 60 علم الهی و عشق سالم است و این حس با مادیات مقایسه نمی شود . اما بدون رنج ، گنجی بدست نمی آید ، باید تزکیه ، تصفیه و پالایش انجام و صورت بگیرد تا به مقام انسانی دست بیابیم آموزش و حکمت پایانی ندارد و هیچ وقت نمی شود گفت در آموزش و حکمت بسته شده ، در هر زمان افرادی هستند که به مواردی اشراف پیدا می کنند و بعد از آنها کسان دیگر ، بعد از آنها به حکمتها و علوم بالاتری رسیده اند . یک مصرف کننده مواد مخدر ، پرده ای به روی عقل و اندیشه خود کشیده ، حال اگر تصمیم به درمان خود گرفته ، باید آرام آرام وبا آموزش و حضور به موقع و مشتاقانه پرده ها را کنار بزند و خودرا همراه با پله های اجرایی در کنگره بشناسد و قدر این جای مقدس و سفر خود را بداند ، زیرا ما می خواهیم که بنای خود را تجدید ساخت کنیم و بنای مستحکم و قرص ،محکمی و در نهایت عالمانه و حکیمانه بسازیم . پس به خصوص سفر اولیها باید با تفکر سالم و کامل ، یافته ای داشته باشیم که به درد خودمان و دیگران هم بخورد . برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, ترک اعتیاد, شربت تریاک, تریاک, شیشه, کراک, هروئین, قرص, اکستازی, آمفتامینها, جلسه, مشروبات الکلی [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:8 ] [ محمد ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||